برای تحقیق علمی به عنوان یک فرآیندی که درنهایت به نظر یه پردازی واطلاع رسانی ختم می شود ، تعاریف مختلفی مطرح شده است . تحقیق عبارت است از؛
بررسی نظام یافته ،کنترل شده ، تجربی یا انتقادی در مورد پدیده است که روابط احتمالی بین این پدیده ها به وسیله نظریه و فرضیه هدایت می شود.
در واقع تحقیق عبارت است ازمجموعه فعالیت های منطقی،منظم ، منسجم و هدفمند که درپی دستیابی به یک یا ترکیبی ازخواسته ها به صورت فردی یا گروهی صورت می گیرد.
درطی فرآیند تحقیق با بکارگیری ابزار جمع آوری داده ها(پرسشنامه ، مصاحبه ، مشاهده و بررسی اسناد و مدارک) داده ها را به صورت عینی و معتبر جمع آوری کرده ، سپس داده ها مورد مشاهده،بررسی و استخراج قرار می گیرند و با استفاده از تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی به طور کمی و غیر کمی سعی می شود که ادعاها وحدس های علمی اولیه(فرضیه ها) آزمون شده و در نهایت فرضیه ها رد یا قبول می شوند و نتیجه گیری نهایی صورت می گیرد.
طبقه بندی انواع تحقیق بر اساس هدف:
تحقیقات را براساس معیارهای مختلف می توان دسته بندی کرد.درواقع این معیارها شرایطی را ایجاد می کند که بتوان براساس آن تحقیقات را طبقه بندی نمود.به طور کلی مفیدترین طرح طبقه بندی انواع تحقیق حالتی است که درآن دسته بندیها به حداقل و تفاوت ها به حداکثر می رسد.
گفته شد که هرپژوهش یک فعالیت نظامند است ،که طی آن؛
دانش گسترش می یابد ، وضعیتی توصیف و بیان می شود ،
ویا درنهایت برای مساله یا مشکلی خاص راه حل ارائه می گردد.
بنابراین برپایه ماهیت مسائل مطرح شده و هدف پژوهشگر از تحقیق،تحقیقات را طبقه بندی می کنیم.
دراین نوع طبقه بندی روی دو نکته تاکید می شود.
الف) میزان کاربرد مستقیم یافته ها
ب) درجه تعمیم پذیری آنها به شرایط مشابه دیگر
انواع تحقیق بر مبنای هدف :
1- تحقیقات بنیادی(Fundamental/Basic pure Research )
تحقیقی است که اهداف مشخص تجاری ندارد و درآن سعی می شود دانش و نظریه ها به طورعام و خاص توسعه و گسترش یابد و کاربرد عملی دستاوردهای تحقیق مورد توجه نمی باشد.
مثال ) توسعه نظریه پردازیهای کلی دررابطه با شخصیت شناسی افراد و بررسی عوامل انگیزشی موثر در رفتار کارکنان .
2-تحقیقات کاربردی(Applied Research )
هدف از تحقیقات کاربردی بدست آوردن درک یا دانش لازم برای تعیین ابزاری است که بوسیله آن نیازها ی مشخص و شناخته شده برطرف شود. دراین نوع تحقیقات هدف،کشف دانش جدیدی است که کاربرد مشخصی را دررابطه با فرآیندی درواقعیت دنبال می کند. به عبارت دقیق تر ، تحقیقات کاربردی تلاشی برای پاسخ دادن به یک معضل و مشکل عملی می باشد که دردنیای واقعی وجود دارد.
مثال) بررسی فراگیر نبودن روحیه کارگروهی بین کارگران صنعت خودروسازی و ارائه راهکارهایی برای فراگیر کردن آن دربین کارگران .
ارتباط متقابل پژوهشهای بنیادی و کاربردی:
همان طورکه بیان شد، تحقیقات بنیادی مانند تحقیقات کاربردی بدنبال حل یک مسئله یا مشکل
واقعی نمی باشند . بلکه بیشتر در پی گسترش و توسعه بنیادهای نظری و مفهومی علم درشاخه های مختلف آن می باشند .
با توجه به اینکه هر پژوهش کاربردی درچارچوب یک نظریه علمی صورت می گیرد ودراقع برارکان مفاهیم ، اصول و قوانین علمی استوار است.
لذا برای پژوهش کاربردی به تحقیقات بنیادی نیاز داریم یعنی درواقع هر پژوهشی بنیادی زیر بنایی برای تحقیقات کاربردی می باشد.
3- تحقیق وتوسعه (R&D) &Development Research
عبارتند از شناسایی نیاز یا استعداد پیدایش اندیشه ها، آفرینش طراحی ،تولید ،معرفی و
انتشار یک محصول و فرایند یا نظام فن آوری جدید .
هدف اصلی سازمانهای R&D؛نظریه پردازی یا آزمون نظریه نمی باشد،بلکه توسعه محصولات یا فرآیندهای جدید است.فعالیت های R&D درجهت توسعه محصولات خاص معمولا”برحسب اهداف ،کارکنان و زمان تکمیل بسیار وسیع هستند این فرآیند تامین نیازهای خاص طبق مشخصات ، جزئیاتی را شامل می شوند.
محصولات بعد از تکمیل در شرایط واقعی امتحان می شوند وبرای رسیدن به سطح خاصی از اثر بخشی ، اصلاحات لازم برروی آنها اعمال می گردد اجرای فرآیند R&D بسیار پرهزینه است ، اما علی رغم پرهزینه بودنش در آینده رشد و توسعه را به همراه خواهد داشت .
مراحل انجام تحقیق:
مقدمه
بیان مسئله
تاریخچه(پیشینه تحقیق)
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهداف تحقیق
چارچوب نظری تحقیق
فرضیه های تحقیق
روش تحقیق
مدل مفهومی
قلمرو مکانی
قلمرو زمانی
روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه
ابزار گردآوری داده ها
روش تجزیه و تحلیل
محدودیتهای تحقیق
نوآوری تحقیق
شرح واژگان به کاررفته در تحقیق .
در تحقیق باید موارد ذیل را درنظر داشت:
– آیا موضوع ارزش تحقیق را دارد یا خیر؟
– آیا محقق توانایی انجام آن را دارد؟
بنابراین موضوع تحقیق ویژگی های زیر را داشته باشد؛
مورد علاقه محقق باشد،
نیاز جامعه را درنظر داشته باشد،
حتی المقدور به زمینه کاری او وابسته باشد.
ملاک های انتخاب مسایل تحقیقی :
1-خودداری از دوباره کاری درتحقیقات و وفاداری نسبت به تحقیقات انجام شده قبلی،
2-درجه اهمیت مسئله تحقیق و ارزش ادامه آن ،
3-علاقه مندی،کنجکاوی و کشش علمی برای دریافت واقعیات ،
4-آموزش شرایط ،کیفیات فردی و شخصی محقق،
5-فراهم بودن اطلاعات و علمی بودن روش تحقیق،
6-وجود وسایل و امکانات مورد نیاز تحقیق و مناسب بودن شرایط کار،
7-امکان همکاری در انجام تحقیق بین واحدها،
8-مخارج تحقیق و استفاده احتمالی درآن ،
9-مشکلات ،موانع ،رویدادها و خسارات احتمالی،
10-زمان لازم برای تحقیق،
بررسی مراحل تحقیق
1- مقدمه :
معمولا”درمقدمه پژوهشگرسعی می کند باآوردن مطالبی برای خواننده ذهنیت مورد نظر خود را با مبانی و کلیات موضوع تحقیق مورد نظر خود آشنا کند. واو رابرای فهم بهتر موارد دیگری که درهمین فصل می آید آماده سازد .مقدمه نباید بیش از حدطولانی ودربرگیرنده مطلالب حاشیه ای وغیر مرتبط باشد ویا اینکه مطالبی راکه دربخش های دیگر این فصل آورده را مطرح نماید.
2-بیان مساله (پرسش آغازین تحقیق ) :
هر پژوهشی درواقع با قصد پاسخگویی وراه حل یابی برای یک مساله اصلی که درقالب یک پرسش ظهور کرده است آغاز می شود. هرپژوهشی برای اینکه انسجام ، هدفمندی و کاربردی بودن خودرا حفظ کند ، باید حول یک مسئله اصلی
سازماندهی شود. حوزه مساله در برگیرنده مسائل حاشیه ای و پیرامونی است که حول مسئله اصلی عنوان می شود.
بیان موضوع تحقیق به زبان علمی در واقع همان مطرح کردن مسئله تحقیق در یک قالب روشن و دقیق براساس ضوابط علمی است.
به طورکلی منظورازبیان مساله ؛
طرح مسائل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی و ..به زبان علمی می باشد . این امر شامل محدود کردن مساله ،اثبات ضرورت مساله و لزوم انجام بررسی تجربی در مورد آن می باشد.پژوهشگر باید بتواند مساله رابه گونه ای بیان کند که اهمیت آن را به اثبات برساند و شواهدی دال بروجود مساله عرضه کند. مجموعه صفاتی را که بایستی دریک پرسش آغازین خوب جمع آوری نمود را
می توان درچند کلمه خلاصه کرد. یک پرسش آغازین خوب بایدعلمی باشد یعنی اینکه بتوان برمبنای آن کارکردو پاسخهایی را برای آن ارائه نمود.
3- تاريخچه؛ يا سابقه (پيشينه )تحقيق:
براي طرح و تهيه طرح تحقيق پژوهشگر نياز دارد با مراجعه به مدارک و اسناد پيرامون موضوع و مساله اي
که براي تحقيق انتخاب کرده است آگاهي خود را گسترش داده تا بتواند درپرتوي اطلاعات بدست آمده مساله تحقيق متغير ها را مجددا” تعريف و تحليل نمايد و کرانه هاي آنها را مشخص نمايد.
تاريخچه به 2 گونه است : – داخلي-خارجي
هم چنين تاريخچه به محقق کمک مي کند تا تحقيقات خود را درراستاي مجموعه پژوهشهاي هم خانواده قرار دهد و آنرا با دستاوردهاي تحقيقاتي ديگران هماهنگ نمايد.
هدف از گنجاندن پيشينه تحقيق:
1- اولين هدف برقراري ارتباط منطقي ميان اطلاعات پژوهش های قبلی با مساله تحقيق ،
2-آشنايي با چارچوب نظري و يا تجربي مساله تحقيق ،
3-آشنايي با روشهاي تحقيق مورد استفاده درپژوهشهاي گذشته،
براي رسيدن به اين اهداف بايستي موارد زير را درنظرداشت:
1-انتخاب منابع اطلاعاتي مرتبط بامساله تحقيق
2-ارائه مطالب از کلي به جزئي
3-اجتناب ازبيان مطالب بطور مجرد و بدون رابطه با يکديگر
4-تنظيم مطالب بطور سازماندهي شده همراه با روندهاي منطقي
5-ارائه نتايج مطالعات قبلي و نقد و بررسي آنها.
4- اهميت و ضرورت موضوع تحقيق از نظر تئوري :
پژوهشگردرابتدا بايد معين نمايد که اين تحقيق درچه زمينه اي از اهميت بيشتري برخورداراست . بحث درمورد اهميت موضوع از نظر تئوري اغلب اوقات بصورت استدلالي مي باشد ودرسايه بررسي ادبيات موضوع پديدار مي گردد پژوهشگر بايد بتواند با توجه به دانش کلاسيک و ادبيات موضوع اهميت تحقيق خود را به اثبات برساند وبراي اين کار بايد نشان دهد که تحقيق مزبور از ديدگاهي جديد و خلاقانه به مسائل نگاه مي کند. اهميت تحقيق از نظر مديران اجرايي و ضرروت هاي سازماني به اين صورت است که مي توان از طريق ارائه خلاصه اي از نوشته هاي صاحب نظران و خبرگان آگاه که موضوع را مهم دانسته و خواستار تحقيق برروي اين مساله هستند اهميت تحقيق رابه اثبات رسانيد ويا درباره آن استدلال نمود. ارائه آمار و ارقام و تاکيدي که بوسيله متخصصان وصاحب نظران صورت مي گيرد،بيان کننده اين است که تحقيق مورد نظر از اهيمت خاصي برخوردارمي باشد.
5- اهداف تحقيق:
هر پژوهشي براي دستيابي به هدف و منظور خاصي صورت مي گيرد. اين هدف درواقع خودرا در قالب پرسش آغازين نمودار مي سازد واز طريق بيان آن آشکار مي شود.
اهداف تحقيق به 2 صورت کلي و جزئي (ويژه)تقسيم مي شوند:
هدف کلي:
هدف کلي مستقيما” ازمساله پژوهش مشتق مي شود درواقع يکي از اهداف کلي خود موضوع پژوهش است که نشان مي دهد پژوهش چه چيزي را دنبال مي کند ویا قصد تعيين آن را دارد.
هدف جزئي:
اهداف ويژه تحقيق که از مساله پژوهش و اهداف کلي نشات مي گيرد. ومي توان آنها را خرده پژوهش نيزناميد. محقق با بيان اهداف دقيقا” بيان مي کند که دراين تحقيق بدنبال چه چيزي مي باشد واز آنجايي که تمامي مراحل تحقيق بايستي به صورت مجزا و مشخص وبا کلمات دقيق نوشته شود،مي توان عنوان نمود که اهداف ويژه پژوهش راهنمايي براي تهيه و تدوين ابزار گردآوري اطلاعات مي باشد اين ابزار بايد به نحوي عنوان شود که برعلمي بودن نتايج پژوهش تاکيد داشته باشد.
6- چارچوب نظري :
چارچوب نظري الگويي است که پژوهشگر براساس آن درباره روابط عواملي که درايجاد مساله مهم تشخيص داده شده اند نظريه پردازي مي کند اين نظريات مي توانند بطوري منطقي از نتايج تحقيقات قبلي پيرامون مساله نشات گيرند بطورکلي چارچوب نظري يک شبکه منطقي توسعه يافته توصيف شده و کامل بين متغيرهايي است که از طريق فرآيند جمع آوري داده ها مشخص شده اند .
ويژگيهاي چارچوب نظري :
1- متغيرهاي مورد بحث مربوط به تحقيق بايد به درستي شناسايي و نامگذاري شوند .
2- درهر تحقيق بايد چگونگي ارتباط بين 2 متغير وابسته و مستقل بيان شود.
3- اگر بتوان ماهيت و جهت روابط را براساس يافته هاي حاصل از تحقيقات قبلي بصورت نظري بيان کرد دراين صورت بايد درمباحث عنوان شده نشانه هایی دال بر مثبت يا منفي بودن اين روابط آورده شود .
4- با استفاده از يافته هاي قبلي تحقيق به روشني به اين عنوان پاسخ داده شود که چرا ما به دنبال وجود اين روابط هستيم .
5- مدل مفهومي يا نمودار شما تيک چارچوب نظري بايد ارائه شود تاخواننده بتواند روابط نظري را به خوبي مشخص نمايد.
انتخاب چارچوب نظري بايد با آگاهي تمام باشد زيرا تنها دراين صورت است که محقق آمادگي گسستن از سوابق ذهني و پيش داوري ها و توهمات را پيدا نمايد.
7- فرضيه هاي تحقيق:
فرضيه در واقع حدس و گماني است که درمورد روابط اجتماعي بين دو يا چند متغير مي باشد لذا دردرجه اول فرضيه بياني است مبتني براحتمال نه یقین ؛
دوم اينکه فرضيه ها به شکل تفسيري يا اخباري مي باشد. بعبارت ديگر فرضيه را مي توان درحکم پاسخ محقق به سوال مربوط به مساله علمي عنوان نمود.
نقش فرضيه ها در پژوهش:
1- فرضيه براي پديده ها تبيين آزمايشي پديدار مي نمايد و موجب افزايش معرفت علمي مي شود.
2- فرضيه جمله اي است که بصورت ربطي بيان مي شود و به توصيف رابطه بين متغير ها مي پردازدويا به عبارتي نشانگر حدس پژوهشگردر مورد رابطه بين متغيرهاي يک پديده مي باشد.
3-فرضيه مجموع فعاليتهاي اجرايي يک پژوهش را تعيين مي کند و معرف يک هدف خاص است و به همين دليل فرضيه ماهيت داده هاي مورد نياز را براي آزمون گزاره ربطي مشخص مي کند.
4- فرضيه چارچوبي رابراي گزارش نتايج پژوهش فراهم مي کند.
طبقه بندي انواع فرضيه ها :
فرضيه را اززواياي مختلف وبا معيارهاي مختلف مي توان طبقه بندي کرد که اين طبقه بندي ها براي درک بهتر انجام مي شود.
1-فرضيه تحقيقي :
بياني است که به توصيف رابطه بين متغيرها مي پردازد عبارت ديگر اين فرضيه انتظارات پژوهشگر را دررابطه بين متغيرها نشان مي دهد .
1-1)فرضيه جهت دار: به فرضيه اي گفته مي شود که درآن جهت ارتباط يا تاثير متغير مستقل برمتغير وابسته مشخص و معين است از اين فرضيه زماني استفاده مي شود که در پژوهشگر دلايل مشخصي را براي پيش بيني رابطه اي معيني را داشته باشد.
مثال: 1- بهبود کيفيت کالا تاثير مثبتي برافزايش خريد مشتريان دارد.
2- نحوه آموزش مديران برميزان يادگيري دانشجويان تاثير مستقيم دارد.
2-1)فرضيه بدون جهت: فرضيه اي که درآن جهت اختلاف و روابط مشخص نيست .
مثال: 1- رضايت مشتري بروفاداري آنها تاثير دارد.
2- کيفيت خدمات بانک صادرات دررضايت مندي مشتريان نقش دارد .
2-فرضيه محتوايي :
فرضيه ها را از نظر محتوايي به 2 دسته تقسيم مي کنيم. فرضيه توصيفي وفرضيه علي . به فرضیه هایی که
که به وجود پديده ها و روابط بين آنها دلالت دارد فرضيه توصيفي گويند.
مثال : درهراداره چند بخش است خداوند برنظام جهان حاکم است. این فرضیه به وجود پديده ها دلالت دارد.
مثال : کارکنان دربخش هاي مختلف سازمان با هم همکاري مي کنند. این فرضیه به وجود روابط بين پديده ها دلالت دارد.
به فرضیه هایی که درصدد بيان علت وجودي و تکويني پديده ها و روابط پديده ها برمي آيد فرضيه هاي علي گويند.
مثال: سازماني که بصورت تيمي کار مي کنند بهره وري بيشتري دارد.
3-فرضيه هاي مقايسه اي :
پژوهشگر به دنبال بررسي و مقايسه تفاوت تاثير دو يا چند متغير بريک يا چند متغير ديگر مي باشد .
مثال: تبليغات بانک تجارت اثر بيشتري برجذب مشتري نسبت به بانک ملي دارد.
4-فرضيه همبستگي :
دراين نوع فرضيه پژوهشگر درپي آن است که ميزان رابطه و جهت همبستگي بين 2 يا چند متغير را مورد بررسي قرار دهد.
مثال:بين ساختار سازماني و مديران بهره وري کارکنان رابطه وجوددارد.
5-فرضيه علي :
اين نوع فرضيه براي کشف و تعيين رابطه علت ومعلولي بين 2 يا چند متغير به کار مي رود.
مثال : تمرکز بيش از حد درتصميم گيري موجب کاهش رضايت شغلي کارکنان مي شود.
6-فرضيه هاي تک متغيره، و چند متغيره:
زماني که دريک فرضيه با يک متغير واحد سروکار داشته باشيم چنين فرضيه اي را فرضيه تک متغيره گوئيم.و زماني که دريک فرضيه يا 2 يا چند متغير سروکار داشته باشيم آنرا فرضيه چند متغيره گوئيم.
مثال:
– کارکنان بانک تجارت عملکرد خوبي دارند.(فرضيه تک متغيره ).
– بين ميزان ارضاء نيازهاي اساسي کارکنان بانک تجارت و عملکرد آنها ارتباط وجود دارد( فرضيه دو متغيره )
7-فرضيه هاي همبستگي و تجربي:
در صورتی که محقق هیچ کنترلی بر روی متغیر های تحقیق نداشته باشد ، آن فرضیه از نوع همبستگی است.
مثال :
بين ارضاي نيازهاي اساسي کارکنان سازمان الف و عملکرد آنها ارتباط وجود دارد،ممکن است تمامي کارکنان سازمان الف را مورد پرسش قراردهيم بطوريکه از يک طرف ميزان نياز اساسي ارضا شده واز طرف ديگر ميزان عملکرد هر شخصي را مورد سنجش قرار دهيم دراين فرضيه دراندازه گيري اين 2 متغير هيچ کنترلي نداريم اين گونه فرضيه را فرضيه 2 متغيره از نوع همبستگي گويند.
هر فرضيه اي که پژوهشگر بتواند متغير را دستکاري کند فرضيه تجربي گويند.
مثال: افزايش حقوق کارکنان منجر به افزايش رضايت شغلي آنها مي شود.
ويژگيهاي يک فرضيه :
1- فرضيه بايد آزمون پذير باشد .
2- فرضيه بايد با ساير فرضيه هاي موجود در زمينه هاي موجود در زمينه هاي کلي مسئله پژوهش هماهنگ باشد.
3- فرضيه بايد به مسائل خاصي که عنوان شده ،جواب دهد نه مسائل ديگر.
4- فرضيه بايد باديد صرفه جويي اقتصادي تدوين گردد.
5- فرضيه بايد سادگي منطقي داشته باشد يعني علي رغم جامع بودن ، ساده مطرح شود.
6- فرضيه بايد نتايج زيادي دربرداشته و چشم انداز وقلمرو کلي داشته باشد.
شيوه هاي فرضيه سازي:
الف- روش توجيهي : منظور از روش توجيهي بيان جنبه هاي ذهني و تصوري پژوهشگر از پديده مورد نظر بوده که چارچوب نظري الهام گرفته است.
ب- روش ميانبر (خارج کردن): منظور از اين روش اين است که سئوالات و پرسش هاي مربوط به مسائل علمي ازحالت استفهام باشند.
8- روش تحقيق يا متدلوژی ( روش شناسي)Methodology:
دست يابي به هدفهاي علم يا شناخت علمي ميسر نخواهد بود مگرزمانی که با روش شناسي درست صورت گيرد. بعبارتي تحقيق از حيث روش است که اعتبار مي يابد نه موضوع تحقيق .
روش هاي تحقيق بعنوان هدايتگر جستجوهای علمي درجهت دستيابي به حقيقت به شکلهاي مختلف دسته بندی می شوند مانند ؛
الف ) اهداف تحقیق ب) نحوه گردآوري داده ها
هرکدام از اين دسته بندي ها دربرگيرنده روشهاي مختلفي است که کاربردها ومزايا و معايب خاص خود را دارد پژوهشگر بايد توجه داشته باشد اعتباردستاوردهاي تحقيق به شدت تحت تاثير اعتبارروشي است که براي خود برگزيده است.
انواع تحقيق براساس روش:
روش تاريخي (Historical):
تحقيق تاريخي شامل مطالعه درک و شرح رويدادهاي گذشته است . هدف از مطالعه تاريخي ،رسيدن به نتايجي مربوط به علل ،تاثيرات يا روند رويدادهاي گذشته است که ممکن است به روشن کردن رويدادهاي کنوني و پيش بيني وقايع آينده کمک نمايد. درحالي که غالبا” مطالعات تاريخي کمتر از انوع ديگر انجام مي شوند.
بعضي مسايل و موضوعات خاص را به شکل تجربه گذشته بهتر مي توان فهميد(مانند خط مشي هاي استخدامی).
مراحل اجراي يک مطالعه تاريخي معمولا” مانند ساير انواع تحقيق است .
يک مطالعه تاريخي همانند يک مطالعه تجربي بايد مبتني بريک فرضيه باشند ،درغير اين صورت تحقيق به يک جستجوي بي هدف تبديل مي شود.محققين تاريخي درجمع آوري اطلاعات از افراد و ابزارها کمک نمي گيرند ،آنها بايد در جستجوی اطلاعات موجود باشند.
روش توصيفي – کيفي (Descriptive):
هدف برخي از تحقيقات ، توصيف جزء به جزء يک موقعيت يا يک رشته شرايط است هدف از اين گونه تحقيق،
پاسخگويي به پرسشهايي مانند ((چقدر؟))،((چه کسي ؟))و ((چه اتفاقي دارد مي افتد؟)) است . (( تحقيق توصيفي ، آنچه را که هست توصيف و تفسير مي کند وبه شرايط يا روابط موجود ، عقايد متداول ، فرآيندهاي جاري ، آثار مشهود يا روندهاي درحال گسترش توجه دارد. تمرکز آن دردرجه اول به زمان حال است ، هرچند غالبا” رويدادها و آثار گذشته را نيز که به شرايط موجود مربوط مي شوند. مورد بررسي قرارمي دهد تحقيق توصيفي شامل جمع آوري اطلاعات براي آزمون فرضيه يا پاسخ به سئوالات مربوط به وضعيت فعلي موضوع مطالعه مي شود. يک مطالعه توصيفي چگونگي وضع موجود را تعيين و گزارش مي کند. يک نمونه متعارف تحقيق توصيفي شامل ارزيابي نگرش ها يا عقايد نسبت به افراد سازمان ها ، رويدادها يا رويه ها مي گردد. نظر سنجي هاي سياسي پيش از انتخابات و تحقيقات بازار، نمونه هايي از اين نوع تحقيق توصيفي اند . اطلاعات توصيفي معمولا” از طريق پرسشنامه ،مصاحبه يا مشاهده جمع آوري مي شوند.
به هرحال اين نوع تحقيق ، چيزي بسيار بيشتر از تهيه سئوالات و ارايه پاسخ هااست . از آن جايي که معمولا” سئوالاتي مطرح مي شود که قبلا” پرسيده نشده است ، بايد وسايل يا ابزارهايي براي اين مطالعات خاص به وجود آيد ايجاد وسيله و ابزار، نيازبه زمان و مهارت دارد ويک امر اتفاقي يا عادي نيست . مساله عمده اي که تحقيق توصيفي را پيچيده تر مي کند، پاسخ ندادن يا برگشت ندادن پرسشنامه ها ويا شرکت نکردن درمصاحبه هاي برنامه ريزي شده است اگر نرخ پاسخ دهي پايين باشد ، نمي توان به نتايج معتبر رسيد.
روش پيمايشي (survey):
روشي درتحقيق است که فراتر از يک فن خاص درگردآوري اطلاعات است و هدف آن اکتشافي ، توصيفي و يا تبيني است هر چند عمدتا” در آن از پرسشنامه استفاده مي شود اما ابزار ديگري از قبيل مصاحبه ساختمند ، مشاهده ، تحليل محتوا هم به کار مي رود. مشخصه روش پيمايش ، مجموعه ساختمند يا منظمي از داده هاست که آن را ((ماتريس صفت ويژگي )) مي گويند هر مورد از آن برحسب متغير گردآوري مي شود ويا کنار هم گذاشتن اين اطلاعات به مجموعه ساختمندي از داده ها مي رسيم . يا اين همه تاجايي که بتوانيم ويژگي هر مورد را برحسب متغير به دست آوريم لزومي ندارد که گردآوري داده ها خيلي ساختمند باشد ، از آنجا که پرسشنامه ساده ترين راه تهيه ماتريس داده هاي ساختمند است ،لذا رايج ترين ابزار مورد استفاده در تحقيق پيمايشي است ، اما ضرورتا” پيوند بين تحقيق پيمايشي و پرسشنامه وجود ندارد.
تحقيق ميداني (Research Field) :
ارايه يک تعريف خاص از تحقيق ميداني ،امر مشکلي است چرا که تحقيق ميداني بيشتر يک جهت گيري نسبت به امر تحقيق است تا يک سري روشها و تکنيکهاي ثابت کاربردي روش ميداني بيتشر شبيه چتري است که دربرگيرنده فعاليتهاي هر روش ممکن براي دستيابي به دانسته هاي مورد نظرو فرآيندهاي تحليل درباره اطلاعات است بطور کلي مي توان گفت مطالعات ميداني بررسيهاي علمي غيرآزمايشي هستند که هدفشان کشف روابط و چگونگي تعامل بين متغيرهاي ساختار واقعي در شرايط مورد بررسي است . هر مطالعه علمي بزرگ يا کوچکي که روابط را به طور نظام يافته دنيال کند ،فرضيه ها را بيازمايد ، غير آزمايشي باشد و درشرايط واقعي مانند جوامع محلي ، مدارس ، کارخانه ها ، سازمانها و موسسات اجرا گردد مطالعه ميداني تلقي مي شود ،پژوهشگر درمطالعه ميداني ابتدا موقعيت اجتماعي يا موسسه اي را درنطر مي گيرد و سپس روابط بين نگرشها ، ارزشها ، ادراکات و رفتارهاي افراد و گروههاي موجود د رموقعيت را مطالعه مي کند، او به طور معمول هيچ موقعيت مستقلي را دستکاري نمي کند.
9- قلمرومکاني تحقيق :
تمامی تحقيقات اجتماعي عناصري از گذشته را مورد توجه قرار مي دهند حتي اگر موضوع د رزمان حال در جريان باشد آنچه امروز مطالعه مي کنيم چيزي نيست که امروز رخ داده است پس لزوما” لازم است اطلاعاتي در مورد گذشته و زمينه محيط مورد تحقيق (گروه ،سازمان ،محله) بدست آورد به همين جهت بايد ازهنجارهاي اجتماعي و تعبيردرست از آن پيروي کند شناخت مکاني پژوهش به 2 شکل صورت مي گيرد.
1- آگاهي پيشين 2- آگاهي پسين
آگاهي پيشين:
يعني خواننده بايستي با مکاني که درآن تحقيق صورت گرفته آشنايي داشته باشد و همین شناخت مي تواند موجبات تقويت و تضعيف و ياعدم باور نسبت به دستاوردهاي تحقيق را ايجاد کند.
آگاهي پسين :
با ايجاد شناخت در خواننده نسبت به مکاني که تحقيق درآن انجام مي شود اين شرايط را فراهم مي آورد تا بتواند روشهاي انجام کارآزمودني ها ونتايج و تعميم ها مورد توجه قرار دهد وازاين طريق آگاهي بيشتري نسبت به تحقيق پيدا کند.
10- قلمرو زماني تحقيق:
در قلمرو زماني پژوهشگر توضيح مي دهد که اين تحقيق درچه فاصله زماني رخ مي دهد شرح اين مساله از آن جهت ضروري است که بررسي کننده نتايج تحقيق با توجه به اين دوره زماني درمورد به کارگيري دستاوردهاي تحقيق مي تواند تصميم گيري کند. ضرورت بيان قلمروزماني بيشتر به اين جهت است که خواننده درنهايت با توجه به مقطع زماني که تحقيق انجام شده است مي تواند دررابطه با تحليل ها و استنتاج هایی که پیرامون فرضیه صورت گرفته است برداشتهاي بهتر پيدا کند ودر واقع نقش حوادث ، اتفاقات ، روندهاي اقتصادي ، شرايط سياسي و اجتماعي را درنتايج تحقيق بازشناسي مي کند.
11- روش نمونه گيري و تعيين حجم نمونه:
انجام هر تحقيق علمي مستلزم صرف هزينه وزمان است به همين دليل امکان بررسي کامل جمعيت وجود ندارد لذا پژوهشگران با توجه به اين چنين واقعيتي درصددبرمي آيد که از طريق نمونه گيري اطلاعات احتمالي را با استفاده از تحليل داده هاي بدست آمده پيرامون نمونه درنهايت از طريق تعميم اين اطلاعات را به جامعه اصلي منتسب نمايند.
12– نوآوري تحقيق:
هميشه يک پژوهشگر به دنبال يک موضوع نوو جديد بوده ودر واقع نشانگر خلاقيت باشد.
13- ابزار گردآوري اطلاعات:
براي گردآوري داده ها ، ابزارهاي متفاوتي مانند، پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و روش کتابه خانه اي وجود دارد. هر يک از اين ابزارها معايب و مزايايي خواهند داشت که هنگام استفاده از آنها بايد مورد توجه قرار گيرد تا اعتبار پژوهش دچار خدشه نشود واز طرفي نقاط قوت ابزار تقويت گردد. هر پژوهشگر بايد با توجه به ماهيت مسدله و فرضيه هاي طراحي شده يک يا چند ابزار را مورد استفاده قراردهد وسپس ازکسب شرايط لازم درمورد اعتبار اين ابزارها درجهت جمع آوري داده هاي خود بهره گيرد، تا درنهايت از طريق پردازش و تحليل اين داده ها بتواند درمورد فرضيات خود قضاوت نمايد تمام هدف پژوهشگر اين است که بتواند پژوهش خود را قبول کند.
14- روش تجزيه و تحليل داده ها :
برای تجزیه و تحلیل داده ها می توان از نرم افزارهای آماری استفاده نمو د .
15- محدوديتهاي تحقيق:
محدوديت مکاني : هر تحقيقي دريک محدوده مکاني مشخص انجام مي شود.
محدوديت زماني : هر محقق همواره دريک بعد زماني تحقيق را انجام مي دهد .
سایر محدوديتهاي احتمالي در هرپژوهش :
کمبود منابع مالي ،
کمبود منابع علمي ،
عدم همکاري مسئولين درجامعه آماري با پژوهشگر ،
نبود سوابق تحقيقاتي پيرامون موضوع ،
گرفتاري شخصي پژوهشگر،
کمبود زماني که محقق دارد ،
روشهاي جمع آوري داده ها
داده ها را با چهارروش کلي که هريک انواع وويژگيهاي خاصي دارند مي توان از جامعه يا نمونه آماري استخراج کرد.اين ابزارها عبارتند از :
1-پرسشنامه (Questionnaire)
پرسشنامه عبارت از مجموعه اي ا زپرسشها است که بصورت باز يا بسته (داراي مقياس)طراحي شده اند تا وضعيت نگرش افراد نسبت به يک واقعيت از طريق آن ارزيابي شود؛تکميل آن مي تواند به طريق مراجعه شخصي ،پستي ويا تلفني صورت پذيرد کاربرد پرسشنامه معمولا”در مطالعات پيمايشي غيرحضوري است . يک پرسشنامه را نبايد همچون فهرستي ازپرسشها درنظرگرفت وبايد درطراحي يک پرسشنامه به چهار جنبه توجه کرد:
الف)گزينش محتواي سئوالها
هر پرسشنامه مي تواند دربرگيرنده سئوالات متعدد و متنوعي باشد . بسياري از اين سئوالها ممکن است ارتباط چنداني با فرضيه هاي تحقيق نداشته باشند.
روشهايي براي پي بردن به اينکه چه پرسشهايي بايد مطرح شود وجود دارد مانند:
· برداشت درست از مساله تحقيق مشخص مي کند که چه مفاهيمي بايد اندازه گيري شود.
· بررسيس شاخصهايي که براي متغيرهاي مستقل مطرح شده اند.
· فرضيه هاي تحقيق
شيوه هاي تجزيه و تحليل داده ها
ب)انواع سئوالهاي ممکن
درهر پرسشنامه ،سئوالات را مي توان به شکلهاي مختلف دسته بندي کرد،مانند:
· پرسشهاي شناسايي ،اطلاعاتي يا مشخصه اي (درباره سوابق،مشخصات و موقعيتها)
· پرسشهاي فعاليتي (اعمال و تجارب گذشته و حال)
· پرسشهاي مربوط به قصد و نيت (هدف و قصد از انجام اعمال)
· پرسشهاي دانشي ( ميزان شناخت و دانش درباره موضوع)
· پرسشهاي گرايشي ،جهتي ،اعتقادي(اندازه گيري جهت گيري و گرايش)
· پرسشهاي ارزشيابي (از پاسخگو مي خواهد مساله اي را ارزشيابي کند)
· پرسشهاي ساده (درمورد مفاهيم و متغيرهاي ساده)
· پرسشهاي مرکب(درمورد مفاهيم و متغيرهاي پيچيده)
· پرسشهاي بسته (پاسخگو بايد فقط به موارد مطرح شده پاسخ دهد)
· پرسشهاي باز(بدون محدوديت پاسخ مي دهند)
· پرسشهاي تلفيقي (مقولات مشخص ولي انتهاي پرسش بازاست )
ج)ساختارنگارشي پرسشها
تنظيم يک پرسشنامه مناسب درگروتوجه به نکات زيراست:
1-پرهيزازسئوالهاي نامفهوم و مبهم
محقق بايد سئوالهاي پرسشنامه را روشن،دقيق ابهام ارائه دهد. اولين ويژگي يک پرسشنامه خوب آن است که زبان قابل فهمي را بين محقق و پاسخ دهنده برقرارسازد. اگر پاسخ دهنده قادر به درک درست معاني سئوالها نباشد داده هاي حاصله از پرسشنامه معتبر نخواهد بود. دربرخي موارد ضرورت دارد واژگان تحصصي پرسشنامه دردستورالعمل تکميل پرسشنامه توضيح داده شود تا پاسخ دهنده يا تعريف عملياتي مورد استفاده در پرسشنامه آشنايي کامل بدست آورد.
مثال:(درباره استراتژيهاي جديد مديريتي درسازمان چه فکر مي کنيد؟)
طراح دراينجا فرض کرده است که پاسخگو آشنايي کامل با استراتژيهاي سازماني دارد،اما ممکن است دررابطه با سئوال ،پاسخ دهنده از خود بپرسد، کدام استراتژيهاي مديريتي منظور نظراست؟استراتژيهاي جديد،ازچه تاريخي به بعداست ؟ و حتي ممکن است درک درستي از استراتژي نداشته و اعلام نکند وبدون دقت به سئوال پاسخ دهد .
2- پرهيزاز طرح سئوالات هدايت کننده
سئوالهاي جهت دار پاسخ دهنده را به سمت و جهت خاصي هدايت کرده و بنابراين اطلاعات حاصله ازآنها دقيق نخواهد بود واعتبارپژوهش خدشه دار مي شود.
مثال:(آيا شما سبک مديريتي مشارکتي participative(S3)را ترجيح مي دهيد يا سبک تفويضي (S4)،که کارکنان درآن آزادي عمل بيشتري دارند؟)
3-بيان ساده پرسشها
از سئوالهاي طولاني و پيچيده بايد اجتناب کرد،اين گونه سئوالها به دشواري قابل درک هستند لذا پاسخ دهنده وقت زيادي را بايد صرف درک معاني آنها نمايد، سئوالها بايد به نحوي باشد که پاسخ دهنده آنها را به آساني درک کند.
(تذکر : درجه پيچيدگي ، نسبي است وبايد نکته فوق را با توجه به سطح درک افراد نمونه آماري و ميزان تخصص آنها درنظر گرفت )
سئوال زير دريک پرسشنامه براي سرپرستاني که تحصيلات زير ديپلم داشتند مطرح شده است :
(نظرشما دررايطه با تاثيرات سيستم MRP 1 درتحول بخش بازاريابي چيست؟)
احتمال مي رود تعداد زيادي از سرپرستان با اصطلاح مزبورآشنا نباشند.
4-ازسئوالهاي چند وجهي که شامل چند سئوال دريک پرسش است اجتناب شود. اين نوع سئوالها پاسخ دهنده را دريک زمان،دربرابر چند سئوال قرار مي دهددر حالي که وي تنها امکان يک پاسخ را دارد. دراين نوع سئوال پاسخ دهنده ممکن است با جنيه اي از سئوال موفق ويا جنبه ديگر مخالف باشد .
مثال:(آيا مدير سازمان قادر به ايجاد سيستم اطلاعاتي مديريت (MIS)وبرقراري يک سيستم حسابداري صنعتي مي باشد؟)
5-تاحد ممکن از ارائه سئوالهاي منفي خود داري شود. پاسخ دهنده دربرابر سئوال منفي ممکن است به طور ناخودآگاه کلمات منفي را ناديده گرفته ويا متوجه آنها نشود. دراين حالت پاسخهاي اوبا واقعيت مطابقت نخواهد داشت. درصورتي که پژوهشگر ناچار به استفاده از سئوالهاي منفي باشد بهتر است که زير کلمات منفي خط کشيده ويا اين کلمات را باحروف درشت مشخص کند .
مثال(آيا شما با بکارگيري فرمهاي جديد ارزيابي عملکرد موافق نيستيد؟)
6-ازتنظيم سئوالهايي که آزمودني پاسخ آنها را دردسترس ندارد خود داري شود.
7- از بيان سئوالهاي مستقيم که موجب تحريک حساسيت آزمودني شده ويا دروي ايجاد مقاومت مي کند پرهيزشود.
د)انتخاب نوع سئوال:
موضوع ديگري که درطراحي پرسشنامه بايد مورد توجه قرارگيرد انتخاب نوع پاسخ سئوال است ،پاسخ مي تواند دو حالت کلي زير داشته باشد ،انتخاب هريک از اين حالتها يا ترکيبي از آنها به عوامل زيادي مانند محتواي سئوال ،انگيزه پاسخگو،شيوه اجراءنوع پاسخگويان ،دسترسي به کدگذاران ماهر،شيوه تحليل و روش تحقيق .. دارد.
حالت اول: سئوالات باز
دراين حالت پاسخ سئوالات بصورت گزينه اي مطرح نشده است و پاسخگو بصورت تشريحي به سئوالات پاسخ نمي دهد مانند:
چرا رشته مديريت را براي تحصيل انتخاب کرده ايد؟
حالت دوم : سئوالات بسته
اين سئوالات به گونه اي هستند که پژوهشگر براي هريک از آنها مجموعه اي از گزينه ها را (براساس مقياس ها )ارايه مي دهد تا پاسخ دهنده از ميان آنها يکي را انتخاب کند . پاسخ دهنده اين سئوالها را به سرعت درک کرده وبه آساني آنها را پاسخ مي دهد. از طرف ديگر هنگام استخراح داده ها مي توان به سهولت آنها را مقوله بندي و تجزيه وتحليل کرد.
مثال:
چرا رشته مديريت را براي تحصيل انتخاب کرده ايد؟
1-به خاطربازارکار خوب آن 2-به علت علاقه شخصي
3-به دليل اجباروالدين 4-موارد 1و3
*به نظر شما مي توان گفت که افزايش بهره وري سازمانها درگرو استفاده از
فارغ التحصيلان رشته هاي گوناگون مديريت است ؟
کاملا”مخالفم مخالفم نظري ندارم موافقم کاملا”موافقم
· آيا شما بعد ازاتمام تحصيلات دبيرستان وارد دانشگاه شديد؟
بلي خير
2-مصاحبه(Interview)
مصاحبه شيوه اي از جمع آوري اطلاعات است که دز آن پژوهشگر با آزمودني تماس مسقيم برقرار مي کند واز اين طريق طرح پرسشهاي گوناگون به ارزيابي عميق ادارک ها ،نگرشها ،علايق و باورهاي او مي پردازد.
انوع مصاحبه
مصاحبه رابه چند شيوه مي توان انجام داد:
الف)مصاحبه ساختار يافته (برنامه ريزي شده )(Structured)
دراين نوع مصاحبه ،پژوهشگر از قبل سئوالهاي مورد نظر را تنظيم کرده و درزمان مصاحبه آنها را دراختيار مصاحبه شوندگان قرار مي دهد يا آنها را به طور منظم از مصاحبه شونده مي پرسد.
ب)مصاحبه نيمه ساختار يافته (Semistructured)
دراين نوع مصاحبه، سئوالها از قبل تنظيم شده اند، اما به تناسب پاسخهايي که مصاحبه شونده ارايه مي کند سئوالهاي ديگران نيز ازسوي مصاحبه کننده مطرح مي شود.
ج)مصاحبه ساختار نيافته (اکتشافي )(Unstructured)
دراين نوع مصاحبه، از قبل سئوالات مشخص و دقيقي تنظيم شده است اما فقط فضاي کلي مصاحبه مشخص است و مصاحبه گرو مصاحبه شونده درگفتگو و تعامل متقابل موضوع بحث را دنبال مي کنند.
چند نکته :
براي کارآيي هرچه بيشتر مصاحبه توجه به چند نکته زير ضروري است :
· ايجادجو دوستانه وجلوگيري از بوجود آمدن احساس بازرسي
· تحريک توجه و علاقه مصاحبه گربه موضوع
· ارايه تنظيم سئوالها
· نشان ندادن عکس العمل به پاسخهاي مصاحبه شونده
· ارايه سئوالها به شيوه هاي متنوع
· پرهيز از کلي گويي و يکنواختي
· عدم هدايت مصاحبه به حوزه هاي ناشناخته براي مصاحبه شونده
· عدم اصرار به پاسخ دهنده
· مديريت زمان مصاحبه
· دادن اطلاعات لازم به مصاحبه شونده براي آگاهي او به اهداف مصاحبه
مزايا:
– برقراري ارتياط متقابل بين مصاحبه کننده و مصاحبه شونده
– انعطاف پذيري
–دريافت بازخور از سوي مصاحبه گر
– بکارگيري درمورد افراد کم سواد و بي سواد
– متناسب با افراد غير مايل به ارايه پاسخ مکتوب به سئوالات
معايب:
– زمان و هزينه زياد
– مشکل بودن استخراج ، سازماندهي و تلخيص و طبقه بندي داده ها
– نيازبه مصاحبه گران ماهر
– محدوديت تعميم و گسترش داده هاي بدست آمده
3- مشاهده (Observation)
مشاهده عبارت است از فرآيند شناسايي ، ثبت ، نامگذاري ،مقايسه و تحليل آنچه روي مي دهد ، مانند مشاهده کارگران يک کارگاه درمطالعات زمان سنجي و حرکت سنجي نکته اساسي در انجام يک مشاهده ، تعريف دقيق و کامل آن چيزي است که مورد مشاهده قرار مي گيرد.
ويژگيهاي تعريف موضوع درمشاهده :
1- دربرگيرنده حداقل يک ملاک روشن و مشخص باشد تابه کمک آن بتوان حضور يا عدم حضور آن رفتار را تشخيص داد. اين ملاکها مي تواند براساس شکل ، اثرات ، علل ايجاد کننده ويا يک کنش خاص باشد.
2-هر واحد بايد يک مقوله (همگن ) را تشکيل دهد.
3- بهتر است تعداد واحدهاي مورد مشاهده را متعدد انتخاب نماييم.
4-محقق بايد از مفاهيم عيني براي طبقه بندي استفاده کند.
5-هرواحد مورد مشاهده بايد تعريف شده و مشخص باشد.
6-مشاهده گر بايد تعداد محدودي از واحدهاي رفتاري را که مربوط به هدفهاي تحقيق هستند مورد مشاهده قرار دهد.
قبل از شروع مشاهده محقق بايد درمورد چگونگي ثبت مشاهدات ، تصميم بگيرد . براي ثبت مشاهده مي توان از چهار روش ثبت فراواني ، مدت ، فاصله ميان دو رفتار ، و ثبت ترتيب ظهور رفتار استفاده کرد.
مزايا:
1- بالا بودن اعتبار اطلاعات بدست آمده به واسطه عيني بودن
2- سادگي در نظارت و بررسي صحت اطلاعات
3- دستيابي به اطلاعات زياد در زمان کوتاه
معايب:
1-تاثير مشاهده گر برروند عملکرد واقعي مشاهده شونده
2-تاثير انتظارات مشاهده گر برمشاهده واقعيت
3-عدم امکان بکارگيري مشاهده درهرشرايط
4-بي توجهي به برخي نکات به واسطه گزارش نويسي مشاهده گر
4-بررسي مدارک و اسناد ( مراجعه به کتابخانه )
داده هايي که در تحقيق به کاربرده مي شوند ممکن است ((اوليه))يا ((ثانويه )) باشند. ((داده هاي اوليه )) را محقق به صورت دست اول وبيشتر از طريق مشاهده پرسشنامه ومصاحبه بدست مي آورد. ((داده هاي ثانويه )) از منابع ديگر وبه صورت گوناگون به دست مي آيند. اين داده ها پيش از آنکه پژوهشگر تحقيق را آغاز کند توسط ديگران جمع آوري و توليد شده بصورتهاي گوناگون موجودند ،منابع اين داده ها را مي توان به چند دسته تقسيم کرد:
الف)داده هاي موجود در اسناد مرتبط با تحقيقات گذشته
گاه يک محقق مي تواند داده هاي بدست آمده از تحقيقات پيشين را مبناي يک کار تحقيقي ، تازه قرار دهد و آنها را دريک سطح بالاتر تجزيه و تحليل قرار دهد. اين کار را معمولا”فراتحليل (Meta Analysis)مي نامند.
ب) آمارهاي رسمي
داده هايي که توسط فرآيندهاي محاسبات آماري دولتي تهيه شده و منتشر مي شوند. مانند سرشماريها،آمارهاي ثبت احوال، درآمد ملي ،آمارهاي گوناگون سازمان برنامه و بودجه و مرکز آمار ايران.
ج)آمارهاي غير رسمي :
برخي براين باورند به علت جهت گيريهاي خاص درآمارهاي دولتي ،بايد درتحقيقات به آماري غير رسمي و غير دولتي نيز توجه داشت.
د) مدارک و اسناد سازماني:
درهر سازماني مدارک و پرونده هايي وجود دارد که حاوي داده هاي مختلفي هستند که مي توانند مبناي بررسيها قرارگيرند: مانند پرونده هاي کارگزيني ، اسناد حسابداري ، نقشه ها ، مدارک حاصل از مستند سازي ، مدارک مربوط به آمارهاي توليد، مواد اوليه ، مدارک مربوط به زمان انجام کارها ، دفاتر گزارش عملکرد نوبتهاي کاري.
ه)منابع علمي (کتابها،مجلات…)
روايي (Validity)و پاياني (Reliabity) :
پيش از اطمينان نهايي به ابزارهاي اندازه گيري و بکارگيري آنها درمرحله اصلي جمع آوري داده ها ،ضرورت دارد که پژوهشگر از طريق علمي ،اطمينان نسبي لازم را نسبت به روا بودن بکارگيري ابزار مورد نظر و معتبر بودن آن پيدا کند.
الف)روائي (اعتبار ) :
مقصود از روايي آن است که آيا ابزار اندازه گيري مي تواند خصيصه و ويژگي که ابزار براي آن طراحي شده است را اندازه گيري کند يا خير؟ موضوع روايي از آن جهت اهميت دارد که اندازه گيريهاي نامناسب و ناکافي مي تواند هر پژوهش علمي را بي ارزش و ناروا سازد.
اعتبار انواع گوناگوني دارد مانند:
1-صوري (براساس قضاوت افراد آگاه و مطلع )
2-محتوايي (توان سنجش ميزان وجود اندازه صفت )
3-ملاکي (اثر بخشي يک ابزار در پيش بيني رفتار يک آزمودني دريک موقعيت خاص)
4-سازه اي (سنجشگر اجزاي متغير به تناسب سهم هر قسمت درکل ساختار متغير )
هر يک ازانواع اعتباري که شرح آنها گذشت به روش خاصي اندازه گيري مي شوند.
چند تذکر :
الف)اعتبار نمي تواند با مفاهيم کلي مانند بسيار بالا وبسيار پايين بيان شود وبايد براي اندازه گيري آن عددي ارايه گردد.
ب)بالابودن اعتبار ،مطلق نبوده و نسبي است و به موضوع و کاربرد بستگي دارد.
ج)گاه ازمیزان اعتبار مي توان براي پيش بيني استفاده کرد.
د)بدليل دخالت عوامل مختلف ،ضريب همبستگي واقعي نيست و از خطا برخوردار است .
ب)پايايي (Reliability) :
مقصود آن است که اگر ابزار اندازه گيري را دريک فاصله زماني کوتاه چندين بار و به گروه واحدي از افراد بدهيم نتايج حاصل نزديک به هم باشد. براي اندازه گيري پايايي از شاخصي به نام (( ضريب پايايي )) استفاده مي کنيم و اندازه آن معمولا” بين صفر تايک تغيير مي کند. ضريب پايايي صفر معرف عدم پايايي يک ،معرف پايايي کامل است .
رابطه روايي و پايايي يک آزمون بايد پايا باشد تا بتواند روا باشد و رابطه معکوس بين اين دو ضروري نيست.
انوع ابزارها و پيش آزمون (Pre– Test)
پيش آزمون يکي از مراحل فرآيند تحقيق علمي است که معمولا” پس از طراحي ابزار سنجش انجام مي پذيرد. وقتي محقق ابزار سنجش را طراحي نمود،لازم است آن را به صورت آزمايشي به مورد اجرا گذارد. نتايج گردآوري شده بعد از اجراي مرحله پيش آزمون به محقق کمک مي کند تا اصلاحات لازم را دربخشها و مراحل گوناگون تحقيق به عمل آورد،زيرا محقق مي تواند براساس نتايج آزمايش مراحل بعدي کار را تا نتيجه گيري انجام دهد و ببنيد چه اندازه روش کار و ابزار سنجش مي تواند اهداف تحقيق را برآورده نمايد، آيا نتايج حاصله قادر به ارزيابي فرضيه ها و پاسخگويي به سئوالات تحقيق مي باشد. يا خير و بالاخره اتخاذ اين روش و تکيه براين ابزارها تاچه اندازه واقعيت مساله را مي سنجد . اگر محقق دريابد که نتايج تحقيق آزمايشي پاسخگوي اهداف وي نمي باشد .واقعيت مساله را مي سنجد . اگر محقق دريابد که نتايج تحقيق آزمايشي پاسخگوي اهداف وي نمي باشد بايد نسبت به اصلاح و تغيير روشهاي کار و ابزار کارگرفته شده اقدام کند واين کار را آنقدر ادامه دهد تا بالاخره روشها و ابزار سنجش از روايي و پايايي و تناسب لازم برخوردار شوند .
فوايد پيش آزمون عبارتند از :
1)آگاهي از صفات جامعه مورد مطالعه به ويژه زماني که پارامترهاي جامعه دراختيار نيست .
2)برآورد حجم نمونه
3)اصلاح روش گردآوري اطلاعات
4)اصلاح ابزار سنجش
5)اصلاح روش استخراج،طبقه بندي و تجزيه و تحليل
6) اطلاع از پاسخهاي مورد انتظار
7)اصلاح روشهاي مصاحبه و مشاهده
تعريف مفهومي :
در تعريف مفهومي محقق آنچه راکه هست بايد بگويد و انجام دهد.
تعريف عملياتي :
تعريفي که خود محقق انجام مي دهد.
تفاوت اين دو روش دراين است که درتعريف مفهومي ، محقق آنچه راکه هست بايد عنوان کند اما درتعريف عملياتي دستکاري انجام مي شود.
متغير چيست؟
متغير کميتي است که محقق آن را بنابر هدف تحقيق خود کنترل ، دستکاري يا مشاهده مي کند ودربرخي مواقع متغير نمادي است که اعداد يا ارزش هايي به آن منتسب مي شود.
طبقه بندي متغيرها :
متغير ها را مي توان به شکلهاي مختلف وبراساس معيارهاي متفاوت تقسيم کرد . دربرخي از اين دسته بنديها هم مشاهده مي شود که به علت عدم امکان تطبيق مطلق انواع متغيرها وايجاد مرزهاي مشخصي بين آنها طبقه بندي ايجاد مي شود. دراينجا به طور مختصربه چند نمونه از متغيرهاي اصلي اشاره مي شود:
الف)متغير وابسته:متغيري است که هدف محقق پيش بيني يا تشريح تغييرپذيري درآن است به عبارت ديگر متغيرهاي وابسته خصايصي هستند که با وارد کردن يا ازميان برداشتن يا تغيير متغيرهاي مستقل ظاهرمي شوند .از بين مي روند يا تغيير مي کنند.
ب) متغير مستقل :متغير مستقل يک ويژگي و خصوصيت است که بعد از انتخاب توسط محقق درآن دخالت يا دستکاري مي شود و مقاديررا مي پذيرد تا تاثيرش برروي متغير وابسته مشاهده شود تغيير دريک متغير مستقل و تغييرات قانوني درمتغير وابسته بوجود مي آمد لذا درهر آزمايش تجربي متغير مستقل همان محرک مي باشد.
مثال) تحقيقات بازاريابي نشان مي دهند که ارائه يک محصول جديد بازار برقيمت سهام شرکت در بازار تاثير دارد.
ج)متغير تعديل گر: گاه حضور يک متغير سوم رابطه مورد انتظار اصلي واوليه بين متغيرهاي مستقل و وابسته مي دهد. بعبارت ديگر هرگاه رابطه بين متغير مستقل و وابسته مشروط به متغير ديگري شود آن متغير سوم درواقع نقش تعديل گر را ايفا مي کند. متغير تعديل گر متغيري کمي و کيفي است که جهت و رابطه بين متغيرهاي وابسته و مستقل را تحت تاثير قرار مي دهد .
مثال) کارآيي سازماني مديران بستگي به سبک مديريت وميزان تجربه کاري آنها دارد.
د)متغير مداخله گر:متغيري است که محقق براي استناج از نحوه تاثير متغير وابسته و متغير مستقل مورد نظر انجام مي دهد. درواقع متغير مداخله گر به منظورتوجيه و تبيين فرآيندهاي ذهني و دروني که مستقيما” مشاهده پذيرنيست استفاده مي شود به سخن ديگر متغير مداخله گرمتغيري است که فقط درذهن وجود دارد و نمي توان آنرا ديد ،شنيد ، احساس کرد اما مي توان آنرا از روي رفتار استنباط نمود.
مثال) کارآيي مديراني که وظايف خود را براساس مقررات انجام مي دهند بيش از مديراني است که توجه کمتري به مقررات دارند.
ارتباط بين متغيرها: پژوهشگر بايد متغيرهاي مورد نظر درپژوهش را عملياتي سازد تا بتواند آنها را مطالعه کند واز طرفي نير بايد آنها را مفهومي سازد تا بتواند نتايج حاصل از پژوهش را تعميم دهد .
فرآيند مفهوم سازي و عملياتي کردن:
معمولا” ،پژوهشگردر انجام يک تحقيق گاهي از انديشه ها به سراغ واقعيتها مي رود و زماني برعکس از واقعيتهابه سوي انديشه ها رهسپار مي شود.
محقق داراي يک وظيفه 2 جانبه است :
1- درمطالعات و تحقيقاتي که فرضيه هاي آنها مبتني بريکي از تئوريهاي رايج مي باشد وظيفه محقق نزديک کردن ذهنيات به عينيات است که عمدتا” شامل برپايي امکانات و شرايطي است که بوسيله آنها به آزمون و سنجش يک تئوري يا فرضيه هاي مرتبط برآن مي پردازد ( يعني تئوري را قابل سنجش و مشاهده مي کند)
2-درتحقيقات اکتشافي وظيفه محقق از طريق مشاهده و اندازه گيري جزئيات تبديل امور عيني ، ذهني و نزديک کردن تجارب به تفکرات و تئوريها مي باشد. هريک از اين 2 حرکت متضاد فرآيندهاي خاصي خود را دارا هستند حرکت محقق از بالا به پايين يعني از انديشه ( تئوري ، فرضيه يا مفهوم) به مشاهده ( مشهود،متغير با اندازه ) را اصطلاحا” عملياتي کردن گويند.
الف) منظور از عملياتي کردن قابل مشاهده ساختن يک تئوري و پيش بيني روش هاي اندازه گيري آن مي باشد اگر مفهوم يک پديده غير قابل رويت باشد عملياتي کردن معناي رويت نمودن و يافتن مصداقي عيني و واقعي براي مفهوم مي باشد .پس عملياتي کردن جنبه جايگزين سازي دارد يعني پديده اي را که دردنياي واقعي جايگزين انديشه شود بدان امان متجلي شدن وجلوه گري بدهد.
ب)درمفهوم سازي محقق از تجارت و مشاهدات روزانه خود به طرف مفهوم ها گام برمي دارد و سعي مي کند از امور جزئي قانون يا تئوري سازد تا بدين وسيله بتواند امر جزئي مشابه را تحت نظم و کنترل خود درآورد. پس مفهوم سازي قابل فهم کردن، تدوين تنظيم مشهود يا سلسله از مشهودات به قصد نظريه پردازي مي باشد.
تعريف مفهوم:
مفهوم بيانگر يک ويژگي يا پديده اي خاص مي باشد و تشکيل مفهوم راهي براي تعريف و توصيف واقعيت ها مي باشد. درواقع هدف ازمفهوم ساده کردن ، امر تفکر است .
انواع مفاهيم:
1- مفاهيم تجربي: بيان کننده نمودهاي قابل مشاهده مي باشند از اين رو تعاريف آنها براساس ايده هاي قابل مشاهده استوار است . اين بدان معناست که ويژگي هاي آنها ملموس و واقعي مي باشد يعني تمام قسمت هاي مفاهيم ساخته شده بايد قابل مشاهده باشند ماند ميز، صندلي ، کتاب و ….
2- مفاهيم نظري : مفاهيمي هستند که از هرگونه شرايط زماني و مکاني مستقلندوبه توصيف موجوديتهاي غير قابل مشاهده مي پردازند عشق .. بطور کلي از مفاهيم نظري بعنوان وسايل تفکر استفاده مي شود. درصورتيکه از مفاهيم تجربي ابزاري که از طريق آنها بعنوان ابزار تفکر استفاده مي گردد.
ملاک هاي ارزشيابي مفاهيم نظري :
1-اهميت و اعتبار تجربي:منظور اين است که هريک از مفاهيم نظري بايد پژوهشگر رابه سمت يک يا چند مفهوم تجربي راهنمايي کند. مفاهيم نظري از طريق مشاهده و اندازه گيري يک يا چند مفهوم تجربي که بوسيله مفاهيم نظري پيشنهاد مي شود مورد آزمون قرار مي گيرند.
2-سودمندي يا اثر بخشي :منظور از اثر بخشي تعداد ارتباط هايي است که يک مفهوم مي تواند با مفاهيم ديگر داشته باشد . مفاهيم پسنديده و مطلوب بايد با مفاهيم زيادي ارتباط داشته باشند و تعداد اين ارتباط ها به حداکثر ممکن برسد که اين عمل باعث مي شود آزمون تجربي اين ارتباط ها به مشاهدات بيشتري منجر گردد.
3-ثبات دروني : در توضيح مفاهيم نظري نبايد تناقضي دروني وجود داشته باشد که اين تناقض نه تنها در معناي مفاهيم بلکه د رتوضيح آنها نيز وجود داشته باشد. در واقع نبايد يک مفهوم يکسان در مکانهاي مختلف وبا معناي متفاوت بکار رود.
4- عمليات رياضي :مقصود اين است که آيا مفهوم قابل تبديل شدن به کميت است يا اينکه پژوهشگر درتوضيح آن از نمادهاي رياضي استفاده کند.
5- سادگي : يکي از ملاک هايي است که هم د رتوضيح مفاهيم نظري و هم در تعريف مفاهيم تجربي مورد نظر مي باشد.
ملاک هاي ارزرشيابي مفاهيم تجربي:
1-پايايي مشاهده گرها:منظور اين است که مشاهده کنندگان در گزارش از پديده هاي يکسان توافق داشته بانشد يعني اگر اين توافق 80تا 90 درصد باشد کفايت مي کند .
2- انتزاعي بودن: مقصود اين است که مفاهيم تجربي با درنظر گرفتن محدوديتهاي زماني ومکاني يا هردوي آنها بايد آغاز وپاياني داشته باشند.
3-ادراکي بودن: منظور اراين ملاک اين است که مشاهده کننده با حداقل تلاشهايي که به منظور شناخت انجام مي دهد مفهوم را درک کند.
4-ارتباط با برخي از مفاهيم نظري : منظور اين است که بعد از مشاهده مفاهيم تجربي شخصي بتواند مفاهيم نظري همتا و مقابل آنرا پيدا کند.
5- سادگي :يک مفهوم زماني ساده و روشن است که پژوهشگران بعد از مشاهده عيني آن درمعناي آن مفهوم توافق نظر داشته باشند.
کارکردها و نقش مفاهيم: يکي از کارکردهاي مهم مفاهيم اين است که اصولا” مفاهيم بنياد ارتباط محسوب مي شوند بدون مجموعه اي از مفاهيم که روي آنها توافق شده باشد ارتباط بين دانشمندان وپژوهشگران امري ناممکن است :
1- مفاهيم در حقيقت به عنوان پديده اي تجربي مطرح نمي شوند ويک مفهوم به خودي خود يک پديده نيست بلکه نمادي از يک پديده است .
2- مفاهيم بنيانگر يک دور نما مي باشد يعني راهي براي مشاهده پديده هاي تجربي از طريق مفهوم سازي مي باشد.
3- مفاهيم وسايلي هستند که از طريق آنها عمل طبقه بندي و تعميم صورت مي گيرد .
4- مفاهيم بعنوان مولفه هاي تئوري عمل مي کنند و به اين ترتيب مولفه ها تبيين و پيش بيني مي شوند.
سازه : محقق براي انجام فرآيند عملياتي کردن و فرآيند مفهوم سازي به يک ابزار و وسيله خاصي احتياج دارد تا به هدفش برسد که اين ابزار سازه مي باشد.بعضي ازمفاهيم را نمي توان به راحتي به پديده هايي که اين مفاهيم در مقابل آنها ايجاد شده اند ارتباط دارد مثلا” مفاهيمي مانند طرز فکر يادگيري و نقش انگيزه درواقع معناي اين مفاهيم را نمي توان به آساني با نشان دادن چيزهاي خاص و افراد و رويدادهاي معين به ديگران تفهيم نمود. لذا به اين مفاهيم سازه گويند.
سازه به 2 طريق به کار مي رود:
1-سازه مورد نظر از راه هاي مختلف به سازه هاي ديگر ارتباط پيدا مي کند.
مثال: پيشرفت تحصيلي = استعداد
2- به گونه اي که بتوان سازه را مشاهده و اندازه گيري کرد مانند هوش .
فرآيند مفهوم سازي : فرآيند عملياتي کردن :
مفهوم سطح يادگيري مفهوم انگيزه کارکنان
سازه هوش سازه استعداد
مشهود (متغير) نمره دانشجو مشهود (متغیر) حقوق و دستمزد
جامعه و نمونه آماري :
جامعه آماري عبارت است ازمجموعه اي از افراد،اشياءو .. (واحد) که حداقل دريک صفت مشترک باشند. معمولا” جامعه آماري را با N نمايش مي دهند. (( نمونه عبارت است از مجموعه اي نشانه ها که ازيک قسمت ،يک گروه يا جامعه اي بزرگتر انتخاب مي شود بطوريکه اين مجموعه معرف کيفيات وويژگيهاي آن قسمت ،گروه يا جامعه بزرگتر باشد )) و معمولا” آن را با nکوچک نشان مي دهند.
انوع نمونه گيري
گفته شده که نمونه گيري فرآيندي است که طي آن تعدادي از واحدها به گونه اي برگزيده مي شوند که معرف جامعه بزرگتر (جامعه آماري =N) که از آن انتخاب شده اند باشند ، این گزینش مي تواند به سه گونه کلي صورت پذيرد :
الف) نمونه انباشته (Chunk)يا کومه اي (Iumpy)
اين نوع نمونه ها از لحاظ علمي ارزش چنداني ندارد. زيرا دليلي قاطع وجود ندارد که چنين نمونه اي معرف جامعه آماري باشد.
ب)نمونه نظري يا قضاوتي (Judgmental)
هرگاه بخشي از يک جامعه آماري ، براساس داوري و قضاوت افراد خاصي يا خود پژوهشگر براي بررسي انتخاب شوند، چنين نمونه اي يا قضاوتي ناميده مي شود.
ج)نمونه گيري تصاوفي (Random)يا احتمالي (Probability)
روشي براي انتخاب بخشي از جامعه است به گونه اي که همه نمونه هاي ممکن براي انتخاب شدن احتمال يکسان داشته باشند .
نمونه گيري احتمالي داراي چهار نوع عمده است ، انتخاب هريک از آنها، به ماهيت مساله تحقيق، دردسترس بودن چارچوب مناسب نمونه گيري و به روشي که داده ها گردآوري مي شود، بستگي دارد:
نمونه گيري تصادفي ساده (SRS)
براي انتخاب يک نمونه تصادفي ساده پنج مرحله وجود دارد:
1- فهرست کامل نمونه گيري را تهيه کنيد.
2- از عدد يک شروع کرده وبه هرمورد،شماره اي مختصر به فرد بدهيد.
3- حجم نمونه لازم را تعيين کنيد.
4- از جدول اعداد تصادفی به اندازه حجم نمونه شماره هایی را برگزینید .
5- مواردی را که با شماره هایی که به طور تصادفی برگزیده شده مطابقت دارد ، انتخاب کنید.
فقط زمانی از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده می کنیم که ؛
چارچوب نمونه گیری مناسبی در اختیار داشته باشیم،
جمعیت از نظر جغرافیایی متمرکز باشند ، جمع آوری داده ها مستلزم مسافرت نباشد ،
با توجه به این شرایط استفاده از این روش مقرون به صرفه می باشد.
نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي (MCS)
درنمونه گيري خوشه اي واحد اندازه گيري فرد نيست بلکه گروهي از افراد هستند که به صورت طبيعي شکل گرفته و گروه خود را تشکيل داده اند. نمونه گيري خوشه اي زماني بکارمي رود که انتخاب گروهي از افراد امکانپذير و آسانتر از انتخاب افراد دريک جامعه تعريف شده است . اين روش براي به دست آوردن يک نمونه نهايي، مستلزم چندين مرحله نمونه گيري است ( همچنان که از نامش پيداست ) و بنابراين ، از اين راه هزينه پرسشگري رابه حداقل مي رساند .
روال اصلي کار اين است که؛درمرحله اول نمونه اي از مناطق استخراج مي شود، ابتدا، مناطق بزرگ انتخاب مي شوند وسپس به تدريج ازمناطق کوچکتر درون مناطق بزرگتر ، نمونه گيري مي شود سرانجام به يک نمونه از خانوارها مي رسيم ازيکي از روشهاي نمونه گيري براي انتخاب افرادي از درون خانوارها استفاده مي کنيم.
حجم (اندازه ) نمونه :
موضوعي که اکثر پژوهشگران درتحقيق با آن روبرو هستند ، اندازه يا حجم لازم براي نمونه است ، دراين رابطه قانون کلي زير وجود دارد:
((بزرگترين انداره ممکن نمونه ، مناسب است ))
اما دراکثر پژوهشها به دليل وجود محدوديتهاي منابع مالي ، انساني و زمان ،نياز به وجود فرمولهايي است که حداقل حجم نمونه ها را با آن بتوان مشخص ساخت . دردنباله برخي از حالتهاي کلي تعيين حجم نمونه آورده شده است .
-براي يک گروه :
حجم نمونه براي يک گروه از طريق فرمول (1) محاسبه مي شود، اين فرمول با اين فرض بيان شده است که خطاي حدي با احتمال aبرابر مقدار معين مي باشد.
a: واريانس صفت مورد اندازه گيري درجامعه است واز راه هاي زير محاسبه مي گردد.
درمورد محاسبه a لازم به ذکر است که اگر محاسبه يا داده هاي جامعه اصلي صورت گيرد مخرج کسر برابر با N و اگر از داده هاي نمونه انجام شود، مخرج کسر برابر با (1-N)خواهد بود.
|
n
|
N
|
n
|
N
|
n
|
N
|
|
291
|
1200
|
140
|
220
|
10
|
10
|
|
297
|
1300
|
144
|
230
|
14
|
15
|
|
302
|
1400
|
148
|
240
|
19
|
20
|
|
306
|
1500
|
152
|
250
|
24
|
25
|
|
310
|
1600
|
155
|
260
|
28
|
30
|
|
313
|
1700
|
159
|
270
|
32
|
35
|
|
217
|
1800
|
162
|
280
|
36
|
40
|
|
320
|
1900
|
165
|
290
|
40
|
45
|
|
322
|
2000
|
169
|
300
|
44
|
50
|
|
327
|
2200
|
175
|
320
|
48
|
55
|
|
331
|
2600
|
186
|
360
|
56
|
65
|
|
341
|
3000
|
196
|
400
|
63
|
75
|
|
346
|
3500
|
210
|
420
|
66
|
80
|
|
351
|
4000
|
205
|
440
|
70
|
85
|
|
354
|
4500
|
210
|
460
|
73
|
90
|
|
357
|
5000
|
214
|
480
|
76
|
95
|
|
361
|
6000
|
217
|
500
|
80
|
100
|
|
364
|
7000
|
226
|
550
|
86
|
110
|
|
367
|
8000
|
234
|
600
|
92
|
120
|
|
368
|
9000
|
242
|
650
|
97
|
130
|
|
370
|
10000
|
248
|
700
|
103
|
140
|
|
375
|
15000
|
254
|
750
|
108
|
150
|
|
377
|
20000
|
260
|
800
|
113
|
160
|
|
379
|
30000
|
265
|
850
|
118
|
170
|
|
380
|
40000
|
269
|
900
|
123
|
180
|
|
381
|
50000
|
274
|
950
|
127
|
190
|
|
382
|
75000
|
278
|
1000
|
132
|
200
|
|
384
|
10000
|
285
|
1100
|
136
|
210
|
N:حجم جامعه n:حجم نمونه جدول شماره (7-7-2) تعيين اندازه نمونه از روي اندازه جامعه
عوامل موثر در تعيين اندازه نمونه
مساله تعيين حجم و اندازه گروه نمونه يکي از مسائل عمده اي است که هر محقق در تحقيق خود با آن مواجه مي باشد . از نظر عقلي توصيه آن است که حجم نمونه تا حد امکان بزرگ انتخاب شود. زيرا اولا” ، در آن صورت يکساني و شباهت ميانگين و انحراف استاندارد گروه نمونه ( در صفت يا متغير موردنظر) با ميانگين و انحراف استاندارد جامعه مادر بيتشر است . ثانيا” حجم نمونه ارتباط بسيار نزديکي با آزمون فرض پوچ H0 در تحقيق دارد. بدين ترتيب که هرچه اندازه گروه نمونه بزرگتر باشد، محقق با قاطعيت بيشتري فرض پوچ (H0) را که واقعا” نادرست است ، رد مي کند. ويژه تر آنکه در تعيين حجم يا اندازه گروه نمونه عوامل گوناگوني دخيل مي باشد. برخي از اين عوامل عبارتست از :
الف : اهداف تحقيق
ب: روش تحقيق
ج: امکانات مالي و زماني محقق
د: حجم جامعه مادر
ه: نحوه کنترل متغيرهاي ناخواسته
و: ميزان تاثير پذيري متغير وابسته از مستقل
ز:درصد خطا پذيري در نتايج
ح: ناهمگوني شديد متغيرها و عوامل مورد مطالعه درجامعه مادر
ط: ميزان روايي وپايايي وسايل اندازه گيري متغير وابسته
1 دسامبر 2012
روش تحقيق(تدوین یک پژوهش به شیوه علمی)
برای تحقیق علمی به عنوان یک فرآیندی که درنهایت به نظر یه پردازی واطلاع رسانی ختم می شود ، تعاریف مختلفی مطرح شده است . تحقیق عبارت است از؛
بررسی نظام یافته ،کنترل شده ، تجربی یا انتقادی در مورد پدیده است که روابط احتمالی بین این پدیده ها به وسیله نظریه و فرضیه هدایت می شود.
در واقع تحقیق عبارت است ازمجموعه فعالیت های منطقی،منظم ، منسجم و هدفمند که درپی دستیابی به یک یا ترکیبی ازخواسته ها به صورت فردی یا گروهی صورت می گیرد.
درطی فرآیند تحقیق با بکارگیری ابزار جمع آوری داده ها(پرسشنامه ، مصاحبه ، مشاهده و بررسی اسناد و مدارک) داده ها را به صورت عینی و معتبر جمع آوری کرده ، سپس داده ها مورد مشاهده،بررسی و استخراج قرار می گیرند و با استفاده از تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی به طور کمی و غیر کمی سعی می شود که ادعاها وحدس های علمی اولیه(فرضیه ها) آزمون شده و در نهایت فرضیه ها رد یا قبول می شوند و نتیجه گیری نهایی صورت می گیرد.
طبقه بندی انواع تحقیق بر اساس هدف:
تحقیقات را براساس معیارهای مختلف می توان دسته بندی کرد.درواقع این معیارها شرایطی را ایجاد می کند که بتوان براساس آن تحقیقات را طبقه بندی نمود.به طور کلی مفیدترین طرح طبقه بندی انواع تحقیق حالتی است که درآن دسته بندیها به حداقل و تفاوت ها به حداکثر می رسد.
گفته شد که هرپژوهش یک فعالیت نظامند است ،که طی آن؛
دانش گسترش می یابد ، وضعیتی توصیف و بیان می شود ،
ویا درنهایت برای مساله یا مشکلی خاص راه حل ارائه می گردد.
بنابراین برپایه ماهیت مسائل مطرح شده و هدف پژوهشگر از تحقیق،تحقیقات را طبقه بندی می کنیم.
دراین نوع طبقه بندی روی دو نکته تاکید می شود.
الف) میزان کاربرد مستقیم یافته ها
ب) درجه تعمیم پذیری آنها به شرایط مشابه دیگر
انواع تحقیق بر مبنای هدف :
1- تحقیقات بنیادی(Fundamental/Basic pure Research )
تحقیقی است که اهداف مشخص تجاری ندارد و درآن سعی می شود دانش و نظریه ها به طورعام و خاص توسعه و گسترش یابد و کاربرد عملی دستاوردهای تحقیق مورد توجه نمی باشد.
مثال ) توسعه نظریه پردازیهای کلی دررابطه با شخصیت شناسی افراد و بررسی عوامل انگیزشی موثر در رفتار کارکنان .
2-تحقیقات کاربردی(Applied Research )
هدف از تحقیقات کاربردی بدست آوردن درک یا دانش لازم برای تعیین ابزاری است که بوسیله آن نیازها ی مشخص و شناخته شده برطرف شود. دراین نوع تحقیقات هدف،کشف دانش جدیدی است که کاربرد مشخصی را دررابطه با فرآیندی درواقعیت دنبال می کند. به عبارت دقیق تر ، تحقیقات کاربردی تلاشی برای پاسخ دادن به یک معضل و مشکل عملی می باشد که دردنیای واقعی وجود دارد.
مثال) بررسی فراگیر نبودن روحیه کارگروهی بین کارگران صنعت خودروسازی و ارائه راهکارهایی برای فراگیر کردن آن دربین کارگران .
ارتباط متقابل پژوهشهای بنیادی و کاربردی:
همان طورکه بیان شد، تحقیقات بنیادی مانند تحقیقات کاربردی بدنبال حل یک مسئله یا مشکل
واقعی نمی باشند . بلکه بیشتر در پی گسترش و توسعه بنیادهای نظری و مفهومی علم درشاخه های مختلف آن می باشند .
با توجه به اینکه هر پژوهش کاربردی درچارچوب یک نظریه علمی صورت می گیرد ودراقع برارکان مفاهیم ، اصول و قوانین علمی استوار است.
لذا برای پژوهش کاربردی به تحقیقات بنیادی نیاز داریم یعنی درواقع هر پژوهشی بنیادی زیر بنایی برای تحقیقات کاربردی می باشد.
3- تحقیق وتوسعه (R&D) &Development Research
عبارتند از شناسایی نیاز یا استعداد پیدایش اندیشه ها، آفرینش طراحی ،تولید ،معرفی و
انتشار یک محصول و فرایند یا نظام فن آوری جدید .
هدف اصلی سازمانهای R&D؛نظریه پردازی یا آزمون نظریه نمی باشد،بلکه توسعه محصولات یا فرآیندهای جدید است.فعالیت های R&D درجهت توسعه محصولات خاص معمولا”برحسب اهداف ،کارکنان و زمان تکمیل بسیار وسیع هستند این فرآیند تامین نیازهای خاص طبق مشخصات ، جزئیاتی را شامل می شوند.
محصولات بعد از تکمیل در شرایط واقعی امتحان می شوند وبرای رسیدن به سطح خاصی از اثر بخشی ، اصلاحات لازم برروی آنها اعمال می گردد اجرای فرآیند R&D بسیار پرهزینه است ، اما علی رغم پرهزینه بودنش در آینده رشد و توسعه را به همراه خواهد داشت .
مراحل انجام تحقیق:
مقدمه
بیان مسئله
تاریخچه(پیشینه تحقیق)
اهمیت و ضرورت تحقیق
اهداف تحقیق
چارچوب نظری تحقیق
فرضیه های تحقیق
روش تحقیق
مدل مفهومی
قلمرو مکانی
قلمرو زمانی
روش نمونه گیری و تعیین حجم نمونه
ابزار گردآوری داده ها
روش تجزیه و تحلیل
محدودیتهای تحقیق
نوآوری تحقیق
شرح واژگان به کاررفته در تحقیق .
در تحقیق باید موارد ذیل را درنظر داشت:
– آیا موضوع ارزش تحقیق را دارد یا خیر؟
– آیا محقق توانایی انجام آن را دارد؟
بنابراین موضوع تحقیق ویژگی های زیر را داشته باشد؛
مورد علاقه محقق باشد،
نیاز جامعه را درنظر داشته باشد،
حتی المقدور به زمینه کاری او وابسته باشد.
ملاک های انتخاب مسایل تحقیقی :
1-خودداری از دوباره کاری درتحقیقات و وفاداری نسبت به تحقیقات انجام شده قبلی،
2-درجه اهمیت مسئله تحقیق و ارزش ادامه آن ،
3-علاقه مندی،کنجکاوی و کشش علمی برای دریافت واقعیات ،
4-آموزش شرایط ،کیفیات فردی و شخصی محقق،
5-فراهم بودن اطلاعات و علمی بودن روش تحقیق،
6-وجود وسایل و امکانات مورد نیاز تحقیق و مناسب بودن شرایط کار،
7-امکان همکاری در انجام تحقیق بین واحدها،
8-مخارج تحقیق و استفاده احتمالی درآن ،
9-مشکلات ،موانع ،رویدادها و خسارات احتمالی،
10-زمان لازم برای تحقیق،
بررسی مراحل تحقیق
1- مقدمه :
معمولا”درمقدمه پژوهشگرسعی می کند باآوردن مطالبی برای خواننده ذهنیت مورد نظر خود را با مبانی و کلیات موضوع تحقیق مورد نظر خود آشنا کند. واو رابرای فهم بهتر موارد دیگری که درهمین فصل می آید آماده سازد .مقدمه نباید بیش از حدطولانی ودربرگیرنده مطلالب حاشیه ای وغیر مرتبط باشد ویا اینکه مطالبی راکه دربخش های دیگر این فصل آورده را مطرح نماید.
2-بیان مساله (پرسش آغازین تحقیق ) :
هر پژوهشی درواقع با قصد پاسخگویی وراه حل یابی برای یک مساله اصلی که درقالب یک پرسش ظهور کرده است آغاز می شود. هرپژوهشی برای اینکه انسجام ، هدفمندی و کاربردی بودن خودرا حفظ کند ، باید حول یک مسئله اصلی
سازماندهی شود. حوزه مساله در برگیرنده مسائل حاشیه ای و پیرامونی است که حول مسئله اصلی عنوان می شود.
بیان موضوع تحقیق به زبان علمی در واقع همان مطرح کردن مسئله تحقیق در یک قالب روشن و دقیق براساس ضوابط علمی است.
به طورکلی منظورازبیان مساله ؛
طرح مسائل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی و ..به زبان علمی می باشد . این امر شامل محدود کردن مساله ،اثبات ضرورت مساله و لزوم انجام بررسی تجربی در مورد آن می باشد.پژوهشگر باید بتواند مساله رابه گونه ای بیان کند که اهمیت آن را به اثبات برساند و شواهدی دال بروجود مساله عرضه کند. مجموعه صفاتی را که بایستی دریک پرسش آغازین خوب جمع آوری نمود را
می توان درچند کلمه خلاصه کرد. یک پرسش آغازین خوب بایدعلمی باشد یعنی اینکه بتوان برمبنای آن کارکردو پاسخهایی را برای آن ارائه نمود.
3- تاريخچه؛ يا سابقه (پيشينه )تحقيق:
براي طرح و تهيه طرح تحقيق پژوهشگر نياز دارد با مراجعه به مدارک و اسناد پيرامون موضوع و مساله اي
که براي تحقيق انتخاب کرده است آگاهي خود را گسترش داده تا بتواند درپرتوي اطلاعات بدست آمده مساله تحقيق متغير ها را مجددا” تعريف و تحليل نمايد و کرانه هاي آنها را مشخص نمايد.
تاريخچه به 2 گونه است : – داخلي-خارجي
هم چنين تاريخچه به محقق کمک مي کند تا تحقيقات خود را درراستاي مجموعه پژوهشهاي هم خانواده قرار دهد و آنرا با دستاوردهاي تحقيقاتي ديگران هماهنگ نمايد.
هدف از گنجاندن پيشينه تحقيق:
1- اولين هدف برقراري ارتباط منطقي ميان اطلاعات پژوهش های قبلی با مساله تحقيق ،
2-آشنايي با چارچوب نظري و يا تجربي مساله تحقيق ،
3-آشنايي با روشهاي تحقيق مورد استفاده درپژوهشهاي گذشته،
براي رسيدن به اين اهداف بايستي موارد زير را درنظرداشت:
1-انتخاب منابع اطلاعاتي مرتبط بامساله تحقيق
2-ارائه مطالب از کلي به جزئي
3-اجتناب ازبيان مطالب بطور مجرد و بدون رابطه با يکديگر
4-تنظيم مطالب بطور سازماندهي شده همراه با روندهاي منطقي
5-ارائه نتايج مطالعات قبلي و نقد و بررسي آنها.
4- اهميت و ضرورت موضوع تحقيق از نظر تئوري :
پژوهشگردرابتدا بايد معين نمايد که اين تحقيق درچه زمينه اي از اهميت بيشتري برخورداراست . بحث درمورد اهميت موضوع از نظر تئوري اغلب اوقات بصورت استدلالي مي باشد ودرسايه بررسي ادبيات موضوع پديدار مي گردد پژوهشگر بايد بتواند با توجه به دانش کلاسيک و ادبيات موضوع اهميت تحقيق خود را به اثبات برساند وبراي اين کار بايد نشان دهد که تحقيق مزبور از ديدگاهي جديد و خلاقانه به مسائل نگاه مي کند. اهميت تحقيق از نظر مديران اجرايي و ضرروت هاي سازماني به اين صورت است که مي توان از طريق ارائه خلاصه اي از نوشته هاي صاحب نظران و خبرگان آگاه که موضوع را مهم دانسته و خواستار تحقيق برروي اين مساله هستند اهميت تحقيق رابه اثبات رسانيد ويا درباره آن استدلال نمود. ارائه آمار و ارقام و تاکيدي که بوسيله متخصصان وصاحب نظران صورت مي گيرد،بيان کننده اين است که تحقيق مورد نظر از اهيمت خاصي برخوردارمي باشد.
5- اهداف تحقيق:
هر پژوهشي براي دستيابي به هدف و منظور خاصي صورت مي گيرد. اين هدف درواقع خودرا در قالب پرسش آغازين نمودار مي سازد واز طريق بيان آن آشکار مي شود.
اهداف تحقيق به 2 صورت کلي و جزئي (ويژه)تقسيم مي شوند:
هدف کلي:
هدف کلي مستقيما” ازمساله پژوهش مشتق مي شود درواقع يکي از اهداف کلي خود موضوع پژوهش است که نشان مي دهد پژوهش چه چيزي را دنبال مي کند ویا قصد تعيين آن را دارد.
هدف جزئي:
اهداف ويژه تحقيق که از مساله پژوهش و اهداف کلي نشات مي گيرد. ومي توان آنها را خرده پژوهش نيزناميد. محقق با بيان اهداف دقيقا” بيان مي کند که دراين تحقيق بدنبال چه چيزي مي باشد واز آنجايي که تمامي مراحل تحقيق بايستي به صورت مجزا و مشخص وبا کلمات دقيق نوشته شود،مي توان عنوان نمود که اهداف ويژه پژوهش راهنمايي براي تهيه و تدوين ابزار گردآوري اطلاعات مي باشد اين ابزار بايد به نحوي عنوان شود که برعلمي بودن نتايج پژوهش تاکيد داشته باشد.
6- چارچوب نظري :
چارچوب نظري الگويي است که پژوهشگر براساس آن درباره روابط عواملي که درايجاد مساله مهم تشخيص داده شده اند نظريه پردازي مي کند اين نظريات مي توانند بطوري منطقي از نتايج تحقيقات قبلي پيرامون مساله نشات گيرند بطورکلي چارچوب نظري يک شبکه منطقي توسعه يافته توصيف شده و کامل بين متغيرهايي است که از طريق فرآيند جمع آوري داده ها مشخص شده اند .
ويژگيهاي چارچوب نظري :
1- متغيرهاي مورد بحث مربوط به تحقيق بايد به درستي شناسايي و نامگذاري شوند .
2- درهر تحقيق بايد چگونگي ارتباط بين 2 متغير وابسته و مستقل بيان شود.
3- اگر بتوان ماهيت و جهت روابط را براساس يافته هاي حاصل از تحقيقات قبلي بصورت نظري بيان کرد دراين صورت بايد درمباحث عنوان شده نشانه هایی دال بر مثبت يا منفي بودن اين روابط آورده شود .
4- با استفاده از يافته هاي قبلي تحقيق به روشني به اين عنوان پاسخ داده شود که چرا ما به دنبال وجود اين روابط هستيم .
5- مدل مفهومي يا نمودار شما تيک چارچوب نظري بايد ارائه شود تاخواننده بتواند روابط نظري را به خوبي مشخص نمايد.
انتخاب چارچوب نظري بايد با آگاهي تمام باشد زيرا تنها دراين صورت است که محقق آمادگي گسستن از سوابق ذهني و پيش داوري ها و توهمات را پيدا نمايد.
7- فرضيه هاي تحقيق:
فرضيه در واقع حدس و گماني است که درمورد روابط اجتماعي بين دو يا چند متغير مي باشد لذا دردرجه اول فرضيه بياني است مبتني براحتمال نه یقین ؛
دوم اينکه فرضيه ها به شکل تفسيري يا اخباري مي باشد. بعبارت ديگر فرضيه را مي توان درحکم پاسخ محقق به سوال مربوط به مساله علمي عنوان نمود.
نقش فرضيه ها در پژوهش:
1- فرضيه براي پديده ها تبيين آزمايشي پديدار مي نمايد و موجب افزايش معرفت علمي مي شود.
2- فرضيه جمله اي است که بصورت ربطي بيان مي شود و به توصيف رابطه بين متغير ها مي پردازدويا به عبارتي نشانگر حدس پژوهشگردر مورد رابطه بين متغيرهاي يک پديده مي باشد.
3-فرضيه مجموع فعاليتهاي اجرايي يک پژوهش را تعيين مي کند و معرف يک هدف خاص است و به همين دليل فرضيه ماهيت داده هاي مورد نياز را براي آزمون گزاره ربطي مشخص مي کند.
4- فرضيه چارچوبي رابراي گزارش نتايج پژوهش فراهم مي کند.
طبقه بندي انواع فرضيه ها :
فرضيه را اززواياي مختلف وبا معيارهاي مختلف مي توان طبقه بندي کرد که اين طبقه بندي ها براي درک بهتر انجام مي شود.
1-فرضيه تحقيقي :
بياني است که به توصيف رابطه بين متغيرها مي پردازد عبارت ديگر اين فرضيه انتظارات پژوهشگر را دررابطه بين متغيرها نشان مي دهد .
1-1)فرضيه جهت دار: به فرضيه اي گفته مي شود که درآن جهت ارتباط يا تاثير متغير مستقل برمتغير وابسته مشخص و معين است از اين فرضيه زماني استفاده مي شود که در پژوهشگر دلايل مشخصي را براي پيش بيني رابطه اي معيني را داشته باشد.
مثال: 1- بهبود کيفيت کالا تاثير مثبتي برافزايش خريد مشتريان دارد.
2- نحوه آموزش مديران برميزان يادگيري دانشجويان تاثير مستقيم دارد.
2-1)فرضيه بدون جهت: فرضيه اي که درآن جهت اختلاف و روابط مشخص نيست .
مثال: 1- رضايت مشتري بروفاداري آنها تاثير دارد.
2- کيفيت خدمات بانک صادرات دررضايت مندي مشتريان نقش دارد .
2-فرضيه محتوايي :
فرضيه ها را از نظر محتوايي به 2 دسته تقسيم مي کنيم. فرضيه توصيفي وفرضيه علي . به فرضیه هایی که
که به وجود پديده ها و روابط بين آنها دلالت دارد فرضيه توصيفي گويند.
مثال : درهراداره چند بخش است خداوند برنظام جهان حاکم است. این فرضیه به وجود پديده ها دلالت دارد.
مثال : کارکنان دربخش هاي مختلف سازمان با هم همکاري مي کنند. این فرضیه به وجود روابط بين پديده ها دلالت دارد.
به فرضیه هایی که درصدد بيان علت وجودي و تکويني پديده ها و روابط پديده ها برمي آيد فرضيه هاي علي گويند.
مثال: سازماني که بصورت تيمي کار مي کنند بهره وري بيشتري دارد.
3-فرضيه هاي مقايسه اي :
پژوهشگر به دنبال بررسي و مقايسه تفاوت تاثير دو يا چند متغير بريک يا چند متغير ديگر مي باشد .
مثال: تبليغات بانک تجارت اثر بيشتري برجذب مشتري نسبت به بانک ملي دارد.
4-فرضيه همبستگي :
دراين نوع فرضيه پژوهشگر درپي آن است که ميزان رابطه و جهت همبستگي بين 2 يا چند متغير را مورد بررسي قرار دهد.
مثال:بين ساختار سازماني و مديران بهره وري کارکنان رابطه وجوددارد.
5-فرضيه علي :
اين نوع فرضيه براي کشف و تعيين رابطه علت ومعلولي بين 2 يا چند متغير به کار مي رود.
مثال : تمرکز بيش از حد درتصميم گيري موجب کاهش رضايت شغلي کارکنان مي شود.
6-فرضيه هاي تک متغيره، و چند متغيره:
زماني که دريک فرضيه با يک متغير واحد سروکار داشته باشيم چنين فرضيه اي را فرضيه تک متغيره گوئيم.و زماني که دريک فرضيه يا 2 يا چند متغير سروکار داشته باشيم آنرا فرضيه چند متغيره گوئيم.
مثال:
– کارکنان بانک تجارت عملکرد خوبي دارند.(فرضيه تک متغيره ).
– بين ميزان ارضاء نيازهاي اساسي کارکنان بانک تجارت و عملکرد آنها ارتباط وجود دارد( فرضيه دو متغيره )
7-فرضيه هاي همبستگي و تجربي:
در صورتی که محقق هیچ کنترلی بر روی متغیر های تحقیق نداشته باشد ، آن فرضیه از نوع همبستگی است.
مثال :
بين ارضاي نيازهاي اساسي کارکنان سازمان الف و عملکرد آنها ارتباط وجود دارد،ممکن است تمامي کارکنان سازمان الف را مورد پرسش قراردهيم بطوريکه از يک طرف ميزان نياز اساسي ارضا شده واز طرف ديگر ميزان عملکرد هر شخصي را مورد سنجش قرار دهيم دراين فرضيه دراندازه گيري اين 2 متغير هيچ کنترلي نداريم اين گونه فرضيه را فرضيه 2 متغيره از نوع همبستگي گويند.
هر فرضيه اي که پژوهشگر بتواند متغير را دستکاري کند فرضيه تجربي گويند.
مثال: افزايش حقوق کارکنان منجر به افزايش رضايت شغلي آنها مي شود.
ويژگيهاي يک فرضيه :
1- فرضيه بايد آزمون پذير باشد .
2- فرضيه بايد با ساير فرضيه هاي موجود در زمينه هاي موجود در زمينه هاي کلي مسئله پژوهش هماهنگ باشد.
3- فرضيه بايد به مسائل خاصي که عنوان شده ،جواب دهد نه مسائل ديگر.
4- فرضيه بايد باديد صرفه جويي اقتصادي تدوين گردد.
5- فرضيه بايد سادگي منطقي داشته باشد يعني علي رغم جامع بودن ، ساده مطرح شود.
6- فرضيه بايد نتايج زيادي دربرداشته و چشم انداز وقلمرو کلي داشته باشد.
شيوه هاي فرضيه سازي:
الف- روش توجيهي : منظور از روش توجيهي بيان جنبه هاي ذهني و تصوري پژوهشگر از پديده مورد نظر بوده که چارچوب نظري الهام گرفته است.
ب- روش ميانبر (خارج کردن): منظور از اين روش اين است که سئوالات و پرسش هاي مربوط به مسائل علمي ازحالت استفهام باشند.
8- روش تحقيق يا متدلوژی ( روش شناسي)Methodology:
دست يابي به هدفهاي علم يا شناخت علمي ميسر نخواهد بود مگرزمانی که با روش شناسي درست صورت گيرد. بعبارتي تحقيق از حيث روش است که اعتبار مي يابد نه موضوع تحقيق .
روش هاي تحقيق بعنوان هدايتگر جستجوهای علمي درجهت دستيابي به حقيقت به شکلهاي مختلف دسته بندی می شوند مانند ؛
الف ) اهداف تحقیق ب) نحوه گردآوري داده ها
هرکدام از اين دسته بندي ها دربرگيرنده روشهاي مختلفي است که کاربردها ومزايا و معايب خاص خود را دارد پژوهشگر بايد توجه داشته باشد اعتباردستاوردهاي تحقيق به شدت تحت تاثير اعتبارروشي است که براي خود برگزيده است.
انواع تحقيق براساس روش:
روش تاريخي (Historical):
تحقيق تاريخي شامل مطالعه درک و شرح رويدادهاي گذشته است . هدف از مطالعه تاريخي ،رسيدن به نتايجي مربوط به علل ،تاثيرات يا روند رويدادهاي گذشته است که ممکن است به روشن کردن رويدادهاي کنوني و پيش بيني وقايع آينده کمک نمايد. درحالي که غالبا” مطالعات تاريخي کمتر از انوع ديگر انجام مي شوند.
بعضي مسايل و موضوعات خاص را به شکل تجربه گذشته بهتر مي توان فهميد(مانند خط مشي هاي استخدامی).
مراحل اجراي يک مطالعه تاريخي معمولا” مانند ساير انواع تحقيق است .
يک مطالعه تاريخي همانند يک مطالعه تجربي بايد مبتني بريک فرضيه باشند ،درغير اين صورت تحقيق به يک جستجوي بي هدف تبديل مي شود.محققين تاريخي درجمع آوري اطلاعات از افراد و ابزارها کمک نمي گيرند ،آنها بايد در جستجوی اطلاعات موجود باشند.
روش توصيفي – کيفي (Descriptive):
هدف برخي از تحقيقات ، توصيف جزء به جزء يک موقعيت يا يک رشته شرايط است هدف از اين گونه تحقيق،
پاسخگويي به پرسشهايي مانند ((چقدر؟))،((چه کسي ؟))و ((چه اتفاقي دارد مي افتد؟)) است . (( تحقيق توصيفي ، آنچه را که هست توصيف و تفسير مي کند وبه شرايط يا روابط موجود ، عقايد متداول ، فرآيندهاي جاري ، آثار مشهود يا روندهاي درحال گسترش توجه دارد. تمرکز آن دردرجه اول به زمان حال است ، هرچند غالبا” رويدادها و آثار گذشته را نيز که به شرايط موجود مربوط مي شوند. مورد بررسي قرارمي دهد تحقيق توصيفي شامل جمع آوري اطلاعات براي آزمون فرضيه يا پاسخ به سئوالات مربوط به وضعيت فعلي موضوع مطالعه مي شود. يک مطالعه توصيفي چگونگي وضع موجود را تعيين و گزارش مي کند. يک نمونه متعارف تحقيق توصيفي شامل ارزيابي نگرش ها يا عقايد نسبت به افراد سازمان ها ، رويدادها يا رويه ها مي گردد. نظر سنجي هاي سياسي پيش از انتخابات و تحقيقات بازار، نمونه هايي از اين نوع تحقيق توصيفي اند . اطلاعات توصيفي معمولا” از طريق پرسشنامه ،مصاحبه يا مشاهده جمع آوري مي شوند.
به هرحال اين نوع تحقيق ، چيزي بسيار بيشتر از تهيه سئوالات و ارايه پاسخ هااست . از آن جايي که معمولا” سئوالاتي مطرح مي شود که قبلا” پرسيده نشده است ، بايد وسايل يا ابزارهايي براي اين مطالعات خاص به وجود آيد ايجاد وسيله و ابزار، نيازبه زمان و مهارت دارد ويک امر اتفاقي يا عادي نيست . مساله عمده اي که تحقيق توصيفي را پيچيده تر مي کند، پاسخ ندادن يا برگشت ندادن پرسشنامه ها ويا شرکت نکردن درمصاحبه هاي برنامه ريزي شده است اگر نرخ پاسخ دهي پايين باشد ، نمي توان به نتايج معتبر رسيد.
روش پيمايشي (survey):
روشي درتحقيق است که فراتر از يک فن خاص درگردآوري اطلاعات است و هدف آن اکتشافي ، توصيفي و يا تبيني است هر چند عمدتا” در آن از پرسشنامه استفاده مي شود اما ابزار ديگري از قبيل مصاحبه ساختمند ، مشاهده ، تحليل محتوا هم به کار مي رود. مشخصه روش پيمايش ، مجموعه ساختمند يا منظمي از داده هاست که آن را ((ماتريس صفت ويژگي )) مي گويند هر مورد از آن برحسب متغير گردآوري مي شود ويا کنار هم گذاشتن اين اطلاعات به مجموعه ساختمندي از داده ها مي رسيم . يا اين همه تاجايي که بتوانيم ويژگي هر مورد را برحسب متغير به دست آوريم لزومي ندارد که گردآوري داده ها خيلي ساختمند باشد ، از آنجا که پرسشنامه ساده ترين راه تهيه ماتريس داده هاي ساختمند است ،لذا رايج ترين ابزار مورد استفاده در تحقيق پيمايشي است ، اما ضرورتا” پيوند بين تحقيق پيمايشي و پرسشنامه وجود ندارد.
تحقيق ميداني (Research Field) :
ارايه يک تعريف خاص از تحقيق ميداني ،امر مشکلي است چرا که تحقيق ميداني بيشتر يک جهت گيري نسبت به امر تحقيق است تا يک سري روشها و تکنيکهاي ثابت کاربردي روش ميداني بيتشر شبيه چتري است که دربرگيرنده فعاليتهاي هر روش ممکن براي دستيابي به دانسته هاي مورد نظرو فرآيندهاي تحليل درباره اطلاعات است بطور کلي مي توان گفت مطالعات ميداني بررسيهاي علمي غيرآزمايشي هستند که هدفشان کشف روابط و چگونگي تعامل بين متغيرهاي ساختار واقعي در شرايط مورد بررسي است . هر مطالعه علمي بزرگ يا کوچکي که روابط را به طور نظام يافته دنيال کند ،فرضيه ها را بيازمايد ، غير آزمايشي باشد و درشرايط واقعي مانند جوامع محلي ، مدارس ، کارخانه ها ، سازمانها و موسسات اجرا گردد مطالعه ميداني تلقي مي شود ،پژوهشگر درمطالعه ميداني ابتدا موقعيت اجتماعي يا موسسه اي را درنطر مي گيرد و سپس روابط بين نگرشها ، ارزشها ، ادراکات و رفتارهاي افراد و گروههاي موجود د رموقعيت را مطالعه مي کند، او به طور معمول هيچ موقعيت مستقلي را دستکاري نمي کند.
9- قلمرومکاني تحقيق :
تمامی تحقيقات اجتماعي عناصري از گذشته را مورد توجه قرار مي دهند حتي اگر موضوع د رزمان حال در جريان باشد آنچه امروز مطالعه مي کنيم چيزي نيست که امروز رخ داده است پس لزوما” لازم است اطلاعاتي در مورد گذشته و زمينه محيط مورد تحقيق (گروه ،سازمان ،محله) بدست آورد به همين جهت بايد ازهنجارهاي اجتماعي و تعبيردرست از آن پيروي کند شناخت مکاني پژوهش به 2 شکل صورت مي گيرد.
1- آگاهي پيشين 2- آگاهي پسين
آگاهي پيشين:
يعني خواننده بايستي با مکاني که درآن تحقيق صورت گرفته آشنايي داشته باشد و همین شناخت مي تواند موجبات تقويت و تضعيف و ياعدم باور نسبت به دستاوردهاي تحقيق را ايجاد کند.
آگاهي پسين :
با ايجاد شناخت در خواننده نسبت به مکاني که تحقيق درآن انجام مي شود اين شرايط را فراهم مي آورد تا بتواند روشهاي انجام کارآزمودني ها ونتايج و تعميم ها مورد توجه قرار دهد وازاين طريق آگاهي بيشتري نسبت به تحقيق پيدا کند.
10- قلمرو زماني تحقيق:
در قلمرو زماني پژوهشگر توضيح مي دهد که اين تحقيق درچه فاصله زماني رخ مي دهد شرح اين مساله از آن جهت ضروري است که بررسي کننده نتايج تحقيق با توجه به اين دوره زماني درمورد به کارگيري دستاوردهاي تحقيق مي تواند تصميم گيري کند. ضرورت بيان قلمروزماني بيشتر به اين جهت است که خواننده درنهايت با توجه به مقطع زماني که تحقيق انجام شده است مي تواند دررابطه با تحليل ها و استنتاج هایی که پیرامون فرضیه صورت گرفته است برداشتهاي بهتر پيدا کند ودر واقع نقش حوادث ، اتفاقات ، روندهاي اقتصادي ، شرايط سياسي و اجتماعي را درنتايج تحقيق بازشناسي مي کند.
11- روش نمونه گيري و تعيين حجم نمونه:
انجام هر تحقيق علمي مستلزم صرف هزينه وزمان است به همين دليل امکان بررسي کامل جمعيت وجود ندارد لذا پژوهشگران با توجه به اين چنين واقعيتي درصددبرمي آيد که از طريق نمونه گيري اطلاعات احتمالي را با استفاده از تحليل داده هاي بدست آمده پيرامون نمونه درنهايت از طريق تعميم اين اطلاعات را به جامعه اصلي منتسب نمايند.
12– نوآوري تحقيق:
هميشه يک پژوهشگر به دنبال يک موضوع نوو جديد بوده ودر واقع نشانگر خلاقيت باشد.
13- ابزار گردآوري اطلاعات:
براي گردآوري داده ها ، ابزارهاي متفاوتي مانند، پرسشنامه، مصاحبه، مشاهده و روش کتابه خانه اي وجود دارد. هر يک از اين ابزارها معايب و مزايايي خواهند داشت که هنگام استفاده از آنها بايد مورد توجه قرار گيرد تا اعتبار پژوهش دچار خدشه نشود واز طرفي نقاط قوت ابزار تقويت گردد. هر پژوهشگر بايد با توجه به ماهيت مسدله و فرضيه هاي طراحي شده يک يا چند ابزار را مورد استفاده قراردهد وسپس ازکسب شرايط لازم درمورد اعتبار اين ابزارها درجهت جمع آوري داده هاي خود بهره گيرد، تا درنهايت از طريق پردازش و تحليل اين داده ها بتواند درمورد فرضيات خود قضاوت نمايد تمام هدف پژوهشگر اين است که بتواند پژوهش خود را قبول کند.
14- روش تجزيه و تحليل داده ها :
برای تجزیه و تحلیل داده ها می توان از نرم افزارهای آماری استفاده نمو د .
15- محدوديتهاي تحقيق:
محدوديت مکاني : هر تحقيقي دريک محدوده مکاني مشخص انجام مي شود.
محدوديت زماني : هر محقق همواره دريک بعد زماني تحقيق را انجام مي دهد .
سایر محدوديتهاي احتمالي در هرپژوهش :
کمبود منابع مالي ،
کمبود منابع علمي ،
عدم همکاري مسئولين درجامعه آماري با پژوهشگر ،
نبود سوابق تحقيقاتي پيرامون موضوع ،
گرفتاري شخصي پژوهشگر،
کمبود زماني که محقق دارد ،
روشهاي جمع آوري داده ها
داده ها را با چهارروش کلي که هريک انواع وويژگيهاي خاصي دارند مي توان از جامعه يا نمونه آماري استخراج کرد.اين ابزارها عبارتند از :
1-پرسشنامه (Questionnaire)
پرسشنامه عبارت از مجموعه اي ا زپرسشها است که بصورت باز يا بسته (داراي مقياس)طراحي شده اند تا وضعيت نگرش افراد نسبت به يک واقعيت از طريق آن ارزيابي شود؛تکميل آن مي تواند به طريق مراجعه شخصي ،پستي ويا تلفني صورت پذيرد کاربرد پرسشنامه معمولا”در مطالعات پيمايشي غيرحضوري است . يک پرسشنامه را نبايد همچون فهرستي ازپرسشها درنظرگرفت وبايد درطراحي يک پرسشنامه به چهار جنبه توجه کرد:
الف)گزينش محتواي سئوالها
هر پرسشنامه مي تواند دربرگيرنده سئوالات متعدد و متنوعي باشد . بسياري از اين سئوالها ممکن است ارتباط چنداني با فرضيه هاي تحقيق نداشته باشند.
روشهايي براي پي بردن به اينکه چه پرسشهايي بايد مطرح شود وجود دارد مانند:
· برداشت درست از مساله تحقيق مشخص مي کند که چه مفاهيمي بايد اندازه گيري شود.
· بررسيس شاخصهايي که براي متغيرهاي مستقل مطرح شده اند.
· فرضيه هاي تحقيق
شيوه هاي تجزيه و تحليل داده ها
ب)انواع سئوالهاي ممکن
درهر پرسشنامه ،سئوالات را مي توان به شکلهاي مختلف دسته بندي کرد،مانند:
· پرسشهاي شناسايي ،اطلاعاتي يا مشخصه اي (درباره سوابق،مشخصات و موقعيتها)
· پرسشهاي فعاليتي (اعمال و تجارب گذشته و حال)
· پرسشهاي مربوط به قصد و نيت (هدف و قصد از انجام اعمال)
· پرسشهاي دانشي ( ميزان شناخت و دانش درباره موضوع)
· پرسشهاي گرايشي ،جهتي ،اعتقادي(اندازه گيري جهت گيري و گرايش)
· پرسشهاي ارزشيابي (از پاسخگو مي خواهد مساله اي را ارزشيابي کند)
· پرسشهاي ساده (درمورد مفاهيم و متغيرهاي ساده)
· پرسشهاي مرکب(درمورد مفاهيم و متغيرهاي پيچيده)
· پرسشهاي بسته (پاسخگو بايد فقط به موارد مطرح شده پاسخ دهد)
· پرسشهاي باز(بدون محدوديت پاسخ مي دهند)
· پرسشهاي تلفيقي (مقولات مشخص ولي انتهاي پرسش بازاست )
ج)ساختارنگارشي پرسشها
تنظيم يک پرسشنامه مناسب درگروتوجه به نکات زيراست:
1-پرهيزازسئوالهاي نامفهوم و مبهم
محقق بايد سئوالهاي پرسشنامه را روشن،دقيق ابهام ارائه دهد. اولين ويژگي يک پرسشنامه خوب آن است که زبان قابل فهمي را بين محقق و پاسخ دهنده برقرارسازد. اگر پاسخ دهنده قادر به درک درست معاني سئوالها نباشد داده هاي حاصله از پرسشنامه معتبر نخواهد بود. دربرخي موارد ضرورت دارد واژگان تحصصي پرسشنامه دردستورالعمل تکميل پرسشنامه توضيح داده شود تا پاسخ دهنده يا تعريف عملياتي مورد استفاده در پرسشنامه آشنايي کامل بدست آورد.
مثال:(درباره استراتژيهاي جديد مديريتي درسازمان چه فکر مي کنيد؟)
طراح دراينجا فرض کرده است که پاسخگو آشنايي کامل با استراتژيهاي سازماني دارد،اما ممکن است دررابطه با سئوال ،پاسخ دهنده از خود بپرسد، کدام استراتژيهاي مديريتي منظور نظراست؟استراتژيهاي جديد،ازچه تاريخي به بعداست ؟ و حتي ممکن است درک درستي از استراتژي نداشته و اعلام نکند وبدون دقت به سئوال پاسخ دهد .
2- پرهيزاز طرح سئوالات هدايت کننده
سئوالهاي جهت دار پاسخ دهنده را به سمت و جهت خاصي هدايت کرده و بنابراين اطلاعات حاصله ازآنها دقيق نخواهد بود واعتبارپژوهش خدشه دار مي شود.
مثال:(آيا شما سبک مديريتي مشارکتي participative(S3)را ترجيح مي دهيد يا سبک تفويضي (S4)،که کارکنان درآن آزادي عمل بيشتري دارند؟)
3-بيان ساده پرسشها
از سئوالهاي طولاني و پيچيده بايد اجتناب کرد،اين گونه سئوالها به دشواري قابل درک هستند لذا پاسخ دهنده وقت زيادي را بايد صرف درک معاني آنها نمايد، سئوالها بايد به نحوي باشد که پاسخ دهنده آنها را به آساني درک کند.
(تذکر : درجه پيچيدگي ، نسبي است وبايد نکته فوق را با توجه به سطح درک افراد نمونه آماري و ميزان تخصص آنها درنظر گرفت )
سئوال زير دريک پرسشنامه براي سرپرستاني که تحصيلات زير ديپلم داشتند مطرح شده است :
(نظرشما دررايطه با تاثيرات سيستم MRP 1 درتحول بخش بازاريابي چيست؟)
احتمال مي رود تعداد زيادي از سرپرستان با اصطلاح مزبورآشنا نباشند.
4-ازسئوالهاي چند وجهي که شامل چند سئوال دريک پرسش است اجتناب شود. اين نوع سئوالها پاسخ دهنده را دريک زمان،دربرابر چند سئوال قرار مي دهددر حالي که وي تنها امکان يک پاسخ را دارد. دراين نوع سئوال پاسخ دهنده ممکن است با جنيه اي از سئوال موفق ويا جنبه ديگر مخالف باشد .
مثال:(آيا مدير سازمان قادر به ايجاد سيستم اطلاعاتي مديريت (MIS)وبرقراري يک سيستم حسابداري صنعتي مي باشد؟)
5-تاحد ممکن از ارائه سئوالهاي منفي خود داري شود. پاسخ دهنده دربرابر سئوال منفي ممکن است به طور ناخودآگاه کلمات منفي را ناديده گرفته ويا متوجه آنها نشود. دراين حالت پاسخهاي اوبا واقعيت مطابقت نخواهد داشت. درصورتي که پژوهشگر ناچار به استفاده از سئوالهاي منفي باشد بهتر است که زير کلمات منفي خط کشيده ويا اين کلمات را باحروف درشت مشخص کند .
مثال(آيا شما با بکارگيري فرمهاي جديد ارزيابي عملکرد موافق نيستيد؟)
6-ازتنظيم سئوالهايي که آزمودني پاسخ آنها را دردسترس ندارد خود داري شود.
7- از بيان سئوالهاي مستقيم که موجب تحريک حساسيت آزمودني شده ويا دروي ايجاد مقاومت مي کند پرهيزشود.
د)انتخاب نوع سئوال:
موضوع ديگري که درطراحي پرسشنامه بايد مورد توجه قرارگيرد انتخاب نوع پاسخ سئوال است ،پاسخ مي تواند دو حالت کلي زير داشته باشد ،انتخاب هريک از اين حالتها يا ترکيبي از آنها به عوامل زيادي مانند محتواي سئوال ،انگيزه پاسخگو،شيوه اجراءنوع پاسخگويان ،دسترسي به کدگذاران ماهر،شيوه تحليل و روش تحقيق .. دارد.
حالت اول: سئوالات باز
دراين حالت پاسخ سئوالات بصورت گزينه اي مطرح نشده است و پاسخگو بصورت تشريحي به سئوالات پاسخ نمي دهد مانند:
چرا رشته مديريت را براي تحصيل انتخاب کرده ايد؟
حالت دوم : سئوالات بسته
اين سئوالات به گونه اي هستند که پژوهشگر براي هريک از آنها مجموعه اي از گزينه ها را (براساس مقياس ها )ارايه مي دهد تا پاسخ دهنده از ميان آنها يکي را انتخاب کند . پاسخ دهنده اين سئوالها را به سرعت درک کرده وبه آساني آنها را پاسخ مي دهد. از طرف ديگر هنگام استخراح داده ها مي توان به سهولت آنها را مقوله بندي و تجزيه وتحليل کرد.
مثال:
چرا رشته مديريت را براي تحصيل انتخاب کرده ايد؟
1-به خاطربازارکار خوب آن 2-به علت علاقه شخصي
3-به دليل اجباروالدين 4-موارد 1و3
*به نظر شما مي توان گفت که افزايش بهره وري سازمانها درگرو استفاده از
فارغ التحصيلان رشته هاي گوناگون مديريت است ؟
کاملا”مخالفم مخالفم نظري ندارم موافقم کاملا”موافقم
· آيا شما بعد ازاتمام تحصيلات دبيرستان وارد دانشگاه شديد؟
بلي خير
2-مصاحبه(Interview)
مصاحبه شيوه اي از جمع آوري اطلاعات است که دز آن پژوهشگر با آزمودني تماس مسقيم برقرار مي کند واز اين طريق طرح پرسشهاي گوناگون به ارزيابي عميق ادارک ها ،نگرشها ،علايق و باورهاي او مي پردازد.
انوع مصاحبه
مصاحبه رابه چند شيوه مي توان انجام داد:
الف)مصاحبه ساختار يافته (برنامه ريزي شده )(Structured)
دراين نوع مصاحبه ،پژوهشگر از قبل سئوالهاي مورد نظر را تنظيم کرده و درزمان مصاحبه آنها را دراختيار مصاحبه شوندگان قرار مي دهد يا آنها را به طور منظم از مصاحبه شونده مي پرسد.
ب)مصاحبه نيمه ساختار يافته (Semistructured)
دراين نوع مصاحبه، سئوالها از قبل تنظيم شده اند، اما به تناسب پاسخهايي که مصاحبه شونده ارايه مي کند سئوالهاي ديگران نيز ازسوي مصاحبه کننده مطرح مي شود.
ج)مصاحبه ساختار نيافته (اکتشافي )(Unstructured)
دراين نوع مصاحبه، از قبل سئوالات مشخص و دقيقي تنظيم شده است اما فقط فضاي کلي مصاحبه مشخص است و مصاحبه گرو مصاحبه شونده درگفتگو و تعامل متقابل موضوع بحث را دنبال مي کنند.
چند نکته :
براي کارآيي هرچه بيشتر مصاحبه توجه به چند نکته زير ضروري است :
· ايجادجو دوستانه وجلوگيري از بوجود آمدن احساس بازرسي
· تحريک توجه و علاقه مصاحبه گربه موضوع
· ارايه تنظيم سئوالها
· نشان ندادن عکس العمل به پاسخهاي مصاحبه شونده
· ارايه سئوالها به شيوه هاي متنوع
· پرهيز از کلي گويي و يکنواختي
· عدم هدايت مصاحبه به حوزه هاي ناشناخته براي مصاحبه شونده
· عدم اصرار به پاسخ دهنده
· مديريت زمان مصاحبه
· دادن اطلاعات لازم به مصاحبه شونده براي آگاهي او به اهداف مصاحبه
مزايا:
– برقراري ارتياط متقابل بين مصاحبه کننده و مصاحبه شونده
– انعطاف پذيري
–دريافت بازخور از سوي مصاحبه گر
– بکارگيري درمورد افراد کم سواد و بي سواد
– متناسب با افراد غير مايل به ارايه پاسخ مکتوب به سئوالات
معايب:
– زمان و هزينه زياد
– مشکل بودن استخراج ، سازماندهي و تلخيص و طبقه بندي داده ها
– نيازبه مصاحبه گران ماهر
– محدوديت تعميم و گسترش داده هاي بدست آمده
3- مشاهده (Observation)
مشاهده عبارت است از فرآيند شناسايي ، ثبت ، نامگذاري ،مقايسه و تحليل آنچه روي مي دهد ، مانند مشاهده کارگران يک کارگاه درمطالعات زمان سنجي و حرکت سنجي نکته اساسي در انجام يک مشاهده ، تعريف دقيق و کامل آن چيزي است که مورد مشاهده قرار مي گيرد.
ويژگيهاي تعريف موضوع درمشاهده :
1- دربرگيرنده حداقل يک ملاک روشن و مشخص باشد تابه کمک آن بتوان حضور يا عدم حضور آن رفتار را تشخيص داد. اين ملاکها مي تواند براساس شکل ، اثرات ، علل ايجاد کننده ويا يک کنش خاص باشد.
2-هر واحد بايد يک مقوله (همگن ) را تشکيل دهد.
3- بهتر است تعداد واحدهاي مورد مشاهده را متعدد انتخاب نماييم.
4-محقق بايد از مفاهيم عيني براي طبقه بندي استفاده کند.
5-هرواحد مورد مشاهده بايد تعريف شده و مشخص باشد.
6-مشاهده گر بايد تعداد محدودي از واحدهاي رفتاري را که مربوط به هدفهاي تحقيق هستند مورد مشاهده قرار دهد.
قبل از شروع مشاهده محقق بايد درمورد چگونگي ثبت مشاهدات ، تصميم بگيرد . براي ثبت مشاهده مي توان از چهار روش ثبت فراواني ، مدت ، فاصله ميان دو رفتار ، و ثبت ترتيب ظهور رفتار استفاده کرد.
مزايا:
1- بالا بودن اعتبار اطلاعات بدست آمده به واسطه عيني بودن
2- سادگي در نظارت و بررسي صحت اطلاعات
3- دستيابي به اطلاعات زياد در زمان کوتاه
معايب:
1-تاثير مشاهده گر برروند عملکرد واقعي مشاهده شونده
2-تاثير انتظارات مشاهده گر برمشاهده واقعيت
3-عدم امکان بکارگيري مشاهده درهرشرايط
4-بي توجهي به برخي نکات به واسطه گزارش نويسي مشاهده گر
4-بررسي مدارک و اسناد ( مراجعه به کتابخانه )
داده هايي که در تحقيق به کاربرده مي شوند ممکن است ((اوليه))يا ((ثانويه )) باشند. ((داده هاي اوليه )) را محقق به صورت دست اول وبيشتر از طريق مشاهده پرسشنامه ومصاحبه بدست مي آورد. ((داده هاي ثانويه )) از منابع ديگر وبه صورت گوناگون به دست مي آيند. اين داده ها پيش از آنکه پژوهشگر تحقيق را آغاز کند توسط ديگران جمع آوري و توليد شده بصورتهاي گوناگون موجودند ،منابع اين داده ها را مي توان به چند دسته تقسيم کرد:
الف)داده هاي موجود در اسناد مرتبط با تحقيقات گذشته
گاه يک محقق مي تواند داده هاي بدست آمده از تحقيقات پيشين را مبناي يک کار تحقيقي ، تازه قرار دهد و آنها را دريک سطح بالاتر تجزيه و تحليل قرار دهد. اين کار را معمولا”فراتحليل (Meta Analysis)مي نامند.
ب) آمارهاي رسمي
داده هايي که توسط فرآيندهاي محاسبات آماري دولتي تهيه شده و منتشر مي شوند. مانند سرشماريها،آمارهاي ثبت احوال، درآمد ملي ،آمارهاي گوناگون سازمان برنامه و بودجه و مرکز آمار ايران.
ج)آمارهاي غير رسمي :
برخي براين باورند به علت جهت گيريهاي خاص درآمارهاي دولتي ،بايد درتحقيقات به آماري غير رسمي و غير دولتي نيز توجه داشت.
د) مدارک و اسناد سازماني:
درهر سازماني مدارک و پرونده هايي وجود دارد که حاوي داده هاي مختلفي هستند که مي توانند مبناي بررسيها قرارگيرند: مانند پرونده هاي کارگزيني ، اسناد حسابداري ، نقشه ها ، مدارک حاصل از مستند سازي ، مدارک مربوط به آمارهاي توليد، مواد اوليه ، مدارک مربوط به زمان انجام کارها ، دفاتر گزارش عملکرد نوبتهاي کاري.
ه)منابع علمي (کتابها،مجلات…)
روايي (Validity)و پاياني (Reliabity) :
پيش از اطمينان نهايي به ابزارهاي اندازه گيري و بکارگيري آنها درمرحله اصلي جمع آوري داده ها ،ضرورت دارد که پژوهشگر از طريق علمي ،اطمينان نسبي لازم را نسبت به روا بودن بکارگيري ابزار مورد نظر و معتبر بودن آن پيدا کند.
الف)روائي (اعتبار ) :
مقصود از روايي آن است که آيا ابزار اندازه گيري مي تواند خصيصه و ويژگي که ابزار براي آن طراحي شده است را اندازه گيري کند يا خير؟ موضوع روايي از آن جهت اهميت دارد که اندازه گيريهاي نامناسب و ناکافي مي تواند هر پژوهش علمي را بي ارزش و ناروا سازد.
اعتبار انواع گوناگوني دارد مانند:
1-صوري (براساس قضاوت افراد آگاه و مطلع )
2-محتوايي (توان سنجش ميزان وجود اندازه صفت )
3-ملاکي (اثر بخشي يک ابزار در پيش بيني رفتار يک آزمودني دريک موقعيت خاص)
4-سازه اي (سنجشگر اجزاي متغير به تناسب سهم هر قسمت درکل ساختار متغير )
هر يک ازانواع اعتباري که شرح آنها گذشت به روش خاصي اندازه گيري مي شوند.
چند تذکر :
الف)اعتبار نمي تواند با مفاهيم کلي مانند بسيار بالا وبسيار پايين بيان شود وبايد براي اندازه گيري آن عددي ارايه گردد.
ب)بالابودن اعتبار ،مطلق نبوده و نسبي است و به موضوع و کاربرد بستگي دارد.
ج)گاه ازمیزان اعتبار مي توان براي پيش بيني استفاده کرد.
د)بدليل دخالت عوامل مختلف ،ضريب همبستگي واقعي نيست و از خطا برخوردار است .
ب)پايايي (Reliability) :
مقصود آن است که اگر ابزار اندازه گيري را دريک فاصله زماني کوتاه چندين بار و به گروه واحدي از افراد بدهيم نتايج حاصل نزديک به هم باشد. براي اندازه گيري پايايي از شاخصي به نام (( ضريب پايايي )) استفاده مي کنيم و اندازه آن معمولا” بين صفر تايک تغيير مي کند. ضريب پايايي صفر معرف عدم پايايي يک ،معرف پايايي کامل است .
رابطه روايي و پايايي يک آزمون بايد پايا باشد تا بتواند روا باشد و رابطه معکوس بين اين دو ضروري نيست.
انوع ابزارها و پيش آزمون (Pre– Test)
پيش آزمون يکي از مراحل فرآيند تحقيق علمي است که معمولا” پس از طراحي ابزار سنجش انجام مي پذيرد. وقتي محقق ابزار سنجش را طراحي نمود،لازم است آن را به صورت آزمايشي به مورد اجرا گذارد. نتايج گردآوري شده بعد از اجراي مرحله پيش آزمون به محقق کمک مي کند تا اصلاحات لازم را دربخشها و مراحل گوناگون تحقيق به عمل آورد،زيرا محقق مي تواند براساس نتايج آزمايش مراحل بعدي کار را تا نتيجه گيري انجام دهد و ببنيد چه اندازه روش کار و ابزار سنجش مي تواند اهداف تحقيق را برآورده نمايد، آيا نتايج حاصله قادر به ارزيابي فرضيه ها و پاسخگويي به سئوالات تحقيق مي باشد. يا خير و بالاخره اتخاذ اين روش و تکيه براين ابزارها تاچه اندازه واقعيت مساله را مي سنجد . اگر محقق دريابد که نتايج تحقيق آزمايشي پاسخگوي اهداف وي نمي باشد .واقعيت مساله را مي سنجد . اگر محقق دريابد که نتايج تحقيق آزمايشي پاسخگوي اهداف وي نمي باشد بايد نسبت به اصلاح و تغيير روشهاي کار و ابزار کارگرفته شده اقدام کند واين کار را آنقدر ادامه دهد تا بالاخره روشها و ابزار سنجش از روايي و پايايي و تناسب لازم برخوردار شوند .
فوايد پيش آزمون عبارتند از :
1)آگاهي از صفات جامعه مورد مطالعه به ويژه زماني که پارامترهاي جامعه دراختيار نيست .
2)برآورد حجم نمونه
3)اصلاح روش گردآوري اطلاعات
4)اصلاح ابزار سنجش
5)اصلاح روش استخراج،طبقه بندي و تجزيه و تحليل
6) اطلاع از پاسخهاي مورد انتظار
7)اصلاح روشهاي مصاحبه و مشاهده
تعريف مفهومي :
در تعريف مفهومي محقق آنچه راکه هست بايد بگويد و انجام دهد.
تعريف عملياتي :
تعريفي که خود محقق انجام مي دهد.
تفاوت اين دو روش دراين است که درتعريف مفهومي ، محقق آنچه راکه هست بايد عنوان کند اما درتعريف عملياتي دستکاري انجام مي شود.
متغير چيست؟
متغير کميتي است که محقق آن را بنابر هدف تحقيق خود کنترل ، دستکاري يا مشاهده مي کند ودربرخي مواقع متغير نمادي است که اعداد يا ارزش هايي به آن منتسب مي شود.
طبقه بندي متغيرها :
متغير ها را مي توان به شکلهاي مختلف وبراساس معيارهاي متفاوت تقسيم کرد . دربرخي از اين دسته بنديها هم مشاهده مي شود که به علت عدم امکان تطبيق مطلق انواع متغيرها وايجاد مرزهاي مشخصي بين آنها طبقه بندي ايجاد مي شود. دراينجا به طور مختصربه چند نمونه از متغيرهاي اصلي اشاره مي شود:
الف)متغير وابسته:متغيري است که هدف محقق پيش بيني يا تشريح تغييرپذيري درآن است به عبارت ديگر متغيرهاي وابسته خصايصي هستند که با وارد کردن يا ازميان برداشتن يا تغيير متغيرهاي مستقل ظاهرمي شوند .از بين مي روند يا تغيير مي کنند.
ب) متغير مستقل :متغير مستقل يک ويژگي و خصوصيت است که بعد از انتخاب توسط محقق درآن دخالت يا دستکاري مي شود و مقاديررا مي پذيرد تا تاثيرش برروي متغير وابسته مشاهده شود تغيير دريک متغير مستقل و تغييرات قانوني درمتغير وابسته بوجود مي آمد لذا درهر آزمايش تجربي متغير مستقل همان محرک مي باشد.
مثال) تحقيقات بازاريابي نشان مي دهند که ارائه يک محصول جديد بازار برقيمت سهام شرکت در بازار تاثير دارد.
ج)متغير تعديل گر: گاه حضور يک متغير سوم رابطه مورد انتظار اصلي واوليه بين متغيرهاي مستقل و وابسته مي دهد. بعبارت ديگر هرگاه رابطه بين متغير مستقل و وابسته مشروط به متغير ديگري شود آن متغير سوم درواقع نقش تعديل گر را ايفا مي کند. متغير تعديل گر متغيري کمي و کيفي است که جهت و رابطه بين متغيرهاي وابسته و مستقل را تحت تاثير قرار مي دهد .
مثال) کارآيي سازماني مديران بستگي به سبک مديريت وميزان تجربه کاري آنها دارد.
د)متغير مداخله گر:متغيري است که محقق براي استناج از نحوه تاثير متغير وابسته و متغير مستقل مورد نظر انجام مي دهد. درواقع متغير مداخله گر به منظورتوجيه و تبيين فرآيندهاي ذهني و دروني که مستقيما” مشاهده پذيرنيست استفاده مي شود به سخن ديگر متغير مداخله گرمتغيري است که فقط درذهن وجود دارد و نمي توان آنرا ديد ،شنيد ، احساس کرد اما مي توان آنرا از روي رفتار استنباط نمود.
مثال) کارآيي مديراني که وظايف خود را براساس مقررات انجام مي دهند بيش از مديراني است که توجه کمتري به مقررات دارند.
ارتباط بين متغيرها: پژوهشگر بايد متغيرهاي مورد نظر درپژوهش را عملياتي سازد تا بتواند آنها را مطالعه کند واز طرفي نير بايد آنها را مفهومي سازد تا بتواند نتايج حاصل از پژوهش را تعميم دهد .
فرآيند مفهوم سازي و عملياتي کردن:
معمولا” ،پژوهشگردر انجام يک تحقيق گاهي از انديشه ها به سراغ واقعيتها مي رود و زماني برعکس از واقعيتهابه سوي انديشه ها رهسپار مي شود.
محقق داراي يک وظيفه 2 جانبه است :
1- درمطالعات و تحقيقاتي که فرضيه هاي آنها مبتني بريکي از تئوريهاي رايج مي باشد وظيفه محقق نزديک کردن ذهنيات به عينيات است که عمدتا” شامل برپايي امکانات و شرايطي است که بوسيله آنها به آزمون و سنجش يک تئوري يا فرضيه هاي مرتبط برآن مي پردازد ( يعني تئوري را قابل سنجش و مشاهده مي کند)
2-درتحقيقات اکتشافي وظيفه محقق از طريق مشاهده و اندازه گيري جزئيات تبديل امور عيني ، ذهني و نزديک کردن تجارب به تفکرات و تئوريها مي باشد. هريک از اين 2 حرکت متضاد فرآيندهاي خاصي خود را دارا هستند حرکت محقق از بالا به پايين يعني از انديشه ( تئوري ، فرضيه يا مفهوم) به مشاهده ( مشهود،متغير با اندازه ) را اصطلاحا” عملياتي کردن گويند.
الف) منظور از عملياتي کردن قابل مشاهده ساختن يک تئوري و پيش بيني روش هاي اندازه گيري آن مي باشد اگر مفهوم يک پديده غير قابل رويت باشد عملياتي کردن معناي رويت نمودن و يافتن مصداقي عيني و واقعي براي مفهوم مي باشد .پس عملياتي کردن جنبه جايگزين سازي دارد يعني پديده اي را که دردنياي واقعي جايگزين انديشه شود بدان امان متجلي شدن وجلوه گري بدهد.
ب)درمفهوم سازي محقق از تجارت و مشاهدات روزانه خود به طرف مفهوم ها گام برمي دارد و سعي مي کند از امور جزئي قانون يا تئوري سازد تا بدين وسيله بتواند امر جزئي مشابه را تحت نظم و کنترل خود درآورد. پس مفهوم سازي قابل فهم کردن، تدوين تنظيم مشهود يا سلسله از مشهودات به قصد نظريه پردازي مي باشد.
تعريف مفهوم:
مفهوم بيانگر يک ويژگي يا پديده اي خاص مي باشد و تشکيل مفهوم راهي براي تعريف و توصيف واقعيت ها مي باشد. درواقع هدف ازمفهوم ساده کردن ، امر تفکر است .
انواع مفاهيم:
1- مفاهيم تجربي: بيان کننده نمودهاي قابل مشاهده مي باشند از اين رو تعاريف آنها براساس ايده هاي قابل مشاهده استوار است . اين بدان معناست که ويژگي هاي آنها ملموس و واقعي مي باشد يعني تمام قسمت هاي مفاهيم ساخته شده بايد قابل مشاهده باشند ماند ميز، صندلي ، کتاب و ….
2- مفاهيم نظري : مفاهيمي هستند که از هرگونه شرايط زماني و مکاني مستقلندوبه توصيف موجوديتهاي غير قابل مشاهده مي پردازند عشق .. بطور کلي از مفاهيم نظري بعنوان وسايل تفکر استفاده مي شود. درصورتيکه از مفاهيم تجربي ابزاري که از طريق آنها بعنوان ابزار تفکر استفاده مي گردد.
ملاک هاي ارزشيابي مفاهيم نظري :
1-اهميت و اعتبار تجربي:منظور اين است که هريک از مفاهيم نظري بايد پژوهشگر رابه سمت يک يا چند مفهوم تجربي راهنمايي کند. مفاهيم نظري از طريق مشاهده و اندازه گيري يک يا چند مفهوم تجربي که بوسيله مفاهيم نظري پيشنهاد مي شود مورد آزمون قرار مي گيرند.
2-سودمندي يا اثر بخشي :منظور از اثر بخشي تعداد ارتباط هايي است که يک مفهوم مي تواند با مفاهيم ديگر داشته باشد . مفاهيم پسنديده و مطلوب بايد با مفاهيم زيادي ارتباط داشته باشند و تعداد اين ارتباط ها به حداکثر ممکن برسد که اين عمل باعث مي شود آزمون تجربي اين ارتباط ها به مشاهدات بيشتري منجر گردد.
3-ثبات دروني : در توضيح مفاهيم نظري نبايد تناقضي دروني وجود داشته باشد که اين تناقض نه تنها در معناي مفاهيم بلکه د رتوضيح آنها نيز وجود داشته باشد. در واقع نبايد يک مفهوم يکسان در مکانهاي مختلف وبا معناي متفاوت بکار رود.
4- عمليات رياضي :مقصود اين است که آيا مفهوم قابل تبديل شدن به کميت است يا اينکه پژوهشگر درتوضيح آن از نمادهاي رياضي استفاده کند.
5- سادگي : يکي از ملاک هايي است که هم د رتوضيح مفاهيم نظري و هم در تعريف مفاهيم تجربي مورد نظر مي باشد.
ملاک هاي ارزرشيابي مفاهيم تجربي:
1-پايايي مشاهده گرها:منظور اين است که مشاهده کنندگان در گزارش از پديده هاي يکسان توافق داشته بانشد يعني اگر اين توافق 80تا 90 درصد باشد کفايت مي کند .
2- انتزاعي بودن: مقصود اين است که مفاهيم تجربي با درنظر گرفتن محدوديتهاي زماني ومکاني يا هردوي آنها بايد آغاز وپاياني داشته باشند.
3-ادراکي بودن: منظور اراين ملاک اين است که مشاهده کننده با حداقل تلاشهايي که به منظور شناخت انجام مي دهد مفهوم را درک کند.
4-ارتباط با برخي از مفاهيم نظري : منظور اين است که بعد از مشاهده مفاهيم تجربي شخصي بتواند مفاهيم نظري همتا و مقابل آنرا پيدا کند.
5- سادگي :يک مفهوم زماني ساده و روشن است که پژوهشگران بعد از مشاهده عيني آن درمعناي آن مفهوم توافق نظر داشته باشند.
کارکردها و نقش مفاهيم: يکي از کارکردهاي مهم مفاهيم اين است که اصولا” مفاهيم بنياد ارتباط محسوب مي شوند بدون مجموعه اي از مفاهيم که روي آنها توافق شده باشد ارتباط بين دانشمندان وپژوهشگران امري ناممکن است :
1- مفاهيم در حقيقت به عنوان پديده اي تجربي مطرح نمي شوند ويک مفهوم به خودي خود يک پديده نيست بلکه نمادي از يک پديده است .
2- مفاهيم بنيانگر يک دور نما مي باشد يعني راهي براي مشاهده پديده هاي تجربي از طريق مفهوم سازي مي باشد.
3- مفاهيم وسايلي هستند که از طريق آنها عمل طبقه بندي و تعميم صورت مي گيرد .
4- مفاهيم بعنوان مولفه هاي تئوري عمل مي کنند و به اين ترتيب مولفه ها تبيين و پيش بيني مي شوند.
سازه : محقق براي انجام فرآيند عملياتي کردن و فرآيند مفهوم سازي به يک ابزار و وسيله خاصي احتياج دارد تا به هدفش برسد که اين ابزار سازه مي باشد.بعضي ازمفاهيم را نمي توان به راحتي به پديده هايي که اين مفاهيم در مقابل آنها ايجاد شده اند ارتباط دارد مثلا” مفاهيمي مانند طرز فکر يادگيري و نقش انگيزه درواقع معناي اين مفاهيم را نمي توان به آساني با نشان دادن چيزهاي خاص و افراد و رويدادهاي معين به ديگران تفهيم نمود. لذا به اين مفاهيم سازه گويند.
سازه به 2 طريق به کار مي رود:
1-سازه مورد نظر از راه هاي مختلف به سازه هاي ديگر ارتباط پيدا مي کند.
مثال: پيشرفت تحصيلي = استعداد
2- به گونه اي که بتوان سازه را مشاهده و اندازه گيري کرد مانند هوش .
فرآيند مفهوم سازي : فرآيند عملياتي کردن :
مفهوم سطح يادگيري مفهوم انگيزه کارکنان
سازه هوش سازه استعداد
مشهود (متغير) نمره دانشجو مشهود (متغیر) حقوق و دستمزد
جامعه و نمونه آماري :
جامعه آماري عبارت است ازمجموعه اي از افراد،اشياءو .. (واحد) که حداقل دريک صفت مشترک باشند. معمولا” جامعه آماري را با N نمايش مي دهند. (( نمونه عبارت است از مجموعه اي نشانه ها که ازيک قسمت ،يک گروه يا جامعه اي بزرگتر انتخاب مي شود بطوريکه اين مجموعه معرف کيفيات وويژگيهاي آن قسمت ،گروه يا جامعه بزرگتر باشد )) و معمولا” آن را با nکوچک نشان مي دهند.
انوع نمونه گيري
گفته شده که نمونه گيري فرآيندي است که طي آن تعدادي از واحدها به گونه اي برگزيده مي شوند که معرف جامعه بزرگتر (جامعه آماري =N) که از آن انتخاب شده اند باشند ، این گزینش مي تواند به سه گونه کلي صورت پذيرد :
الف) نمونه انباشته (Chunk)يا کومه اي (Iumpy)
اين نوع نمونه ها از لحاظ علمي ارزش چنداني ندارد. زيرا دليلي قاطع وجود ندارد که چنين نمونه اي معرف جامعه آماري باشد.
ب)نمونه نظري يا قضاوتي (Judgmental)
هرگاه بخشي از يک جامعه آماري ، براساس داوري و قضاوت افراد خاصي يا خود پژوهشگر براي بررسي انتخاب شوند، چنين نمونه اي يا قضاوتي ناميده مي شود.
ج)نمونه گيري تصاوفي (Random)يا احتمالي (Probability)
روشي براي انتخاب بخشي از جامعه است به گونه اي که همه نمونه هاي ممکن براي انتخاب شدن احتمال يکسان داشته باشند .
نمونه گيري احتمالي داراي چهار نوع عمده است ، انتخاب هريک از آنها، به ماهيت مساله تحقيق، دردسترس بودن چارچوب مناسب نمونه گيري و به روشي که داده ها گردآوري مي شود، بستگي دارد:
نمونه گيري تصادفي ساده (SRS)
براي انتخاب يک نمونه تصادفي ساده پنج مرحله وجود دارد:
1- فهرست کامل نمونه گيري را تهيه کنيد.
2- از عدد يک شروع کرده وبه هرمورد،شماره اي مختصر به فرد بدهيد.
3- حجم نمونه لازم را تعيين کنيد.
4- از جدول اعداد تصادفی به اندازه حجم نمونه شماره هایی را برگزینید .
5- مواردی را که با شماره هایی که به طور تصادفی برگزیده شده مطابقت دارد ، انتخاب کنید.
فقط زمانی از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده می کنیم که ؛
چارچوب نمونه گیری مناسبی در اختیار داشته باشیم،
جمعیت از نظر جغرافیایی متمرکز باشند ، جمع آوری داده ها مستلزم مسافرت نباشد ،
با توجه به این شرایط استفاده از این روش مقرون به صرفه می باشد.
نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي (MCS)
درنمونه گيري خوشه اي واحد اندازه گيري فرد نيست بلکه گروهي از افراد هستند که به صورت طبيعي شکل گرفته و گروه خود را تشکيل داده اند. نمونه گيري خوشه اي زماني بکارمي رود که انتخاب گروهي از افراد امکانپذير و آسانتر از انتخاب افراد دريک جامعه تعريف شده است . اين روش براي به دست آوردن يک نمونه نهايي، مستلزم چندين مرحله نمونه گيري است ( همچنان که از نامش پيداست ) و بنابراين ، از اين راه هزينه پرسشگري رابه حداقل مي رساند .
روال اصلي کار اين است که؛درمرحله اول نمونه اي از مناطق استخراج مي شود، ابتدا، مناطق بزرگ انتخاب مي شوند وسپس به تدريج ازمناطق کوچکتر درون مناطق بزرگتر ، نمونه گيري مي شود سرانجام به يک نمونه از خانوارها مي رسيم ازيکي از روشهاي نمونه گيري براي انتخاب افرادي از درون خانوارها استفاده مي کنيم.
حجم (اندازه ) نمونه :
موضوعي که اکثر پژوهشگران درتحقيق با آن روبرو هستند ، اندازه يا حجم لازم براي نمونه است ، دراين رابطه قانون کلي زير وجود دارد:
((بزرگترين انداره ممکن نمونه ، مناسب است ))
اما دراکثر پژوهشها به دليل وجود محدوديتهاي منابع مالي ، انساني و زمان ،نياز به وجود فرمولهايي است که حداقل حجم نمونه ها را با آن بتوان مشخص ساخت . دردنباله برخي از حالتهاي کلي تعيين حجم نمونه آورده شده است .
-براي يک گروه :
حجم نمونه براي يک گروه از طريق فرمول (1) محاسبه مي شود، اين فرمول با اين فرض بيان شده است که خطاي حدي با احتمال aبرابر مقدار معين مي باشد.
a: واريانس صفت مورد اندازه گيري درجامعه است واز راه هاي زير محاسبه مي گردد.
درمورد محاسبه a لازم به ذکر است که اگر محاسبه يا داده هاي جامعه اصلي صورت گيرد مخرج کسر برابر با N و اگر از داده هاي نمونه انجام شود، مخرج کسر برابر با (1-N)خواهد بود.
n
N
n
N
n
N
291
1200
140
220
10
10
297
1300
144
230
14
15
302
1400
148
240
19
20
306
1500
152
250
24
25
310
1600
155
260
28
30
313
1700
159
270
32
35
217
1800
162
280
36
40
320
1900
165
290
40
45
322
2000
169
300
44
50
327
2200
175
320
48
55
331
2600
186
360
56
65
341
3000
196
400
63
75
346
3500
210
420
66
80
351
4000
205
440
70
85
354
4500
210
460
73
90
357
5000
214
480
76
95
361
6000
217
500
80
100
364
7000
226
550
86
110
367
8000
234
600
92
120
368
9000
242
650
97
130
370
10000
248
700
103
140
375
15000
254
750
108
150
377
20000
260
800
113
160
379
30000
265
850
118
170
380
40000
269
900
123
180
381
50000
274
950
127
190
382
75000
278
1000
132
200
384
10000
285
1100
136
210
N:حجم جامعه n:حجم نمونه جدول شماره (7-7-2) تعيين اندازه نمونه از روي اندازه جامعه
عوامل موثر در تعيين اندازه نمونه
مساله تعيين حجم و اندازه گروه نمونه يکي از مسائل عمده اي است که هر محقق در تحقيق خود با آن مواجه مي باشد . از نظر عقلي توصيه آن است که حجم نمونه تا حد امکان بزرگ انتخاب شود. زيرا اولا” ، در آن صورت يکساني و شباهت ميانگين و انحراف استاندارد گروه نمونه ( در صفت يا متغير موردنظر) با ميانگين و انحراف استاندارد جامعه مادر بيتشر است . ثانيا” حجم نمونه ارتباط بسيار نزديکي با آزمون فرض پوچ H0 در تحقيق دارد. بدين ترتيب که هرچه اندازه گروه نمونه بزرگتر باشد، محقق با قاطعيت بيشتري فرض پوچ (H0) را که واقعا” نادرست است ، رد مي کند. ويژه تر آنکه در تعيين حجم يا اندازه گروه نمونه عوامل گوناگوني دخيل مي باشد. برخي از اين عوامل عبارتست از :
الف : اهداف تحقيق
ب: روش تحقيق
ج: امکانات مالي و زماني محقق
د: حجم جامعه مادر
ه: نحوه کنترل متغيرهاي ناخواسته
و: ميزان تاثير پذيري متغير وابسته از مستقل
ز:درصد خطا پذيري در نتايج
ح: ناهمگوني شديد متغيرها و عوامل مورد مطالعه درجامعه مادر
ط: ميزان روايي وپايايي وسايل اندازه گيري متغير وابسته